هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از یار می‌نالد و آرزو می‌کند که کاش یار از درد او آگاه شود یا دلش برای او بسوزد. او از عمری که در محبت و هجران گذرانده سخن می‌گوید و امیدوار است که این عشق ثمری داشته باشد. شاعر از سوزش دلش می‌گوید و آرزو می‌کند که دعاهایش مستجاب شود. در پایان، او از یار می‌خواهد که به عاشقان توجه کند و از وصلت او گل‌هایی بچیند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۲۹۸ - ای کاش که این سینه دری داشته باشد

ای کاش که این سینه دری داشته باشد
تا یار ز دردم خبری داشته باشد ۱

یا با دل ما صبر سری داشته باشد
یا رحم بر آن دل گذری داشته باشد ۲

تا کی گذرد عمر کسی در غم هجران
فرخنده شبی کان سحری داشته باشد ۳

شد عمر گرانمایه ما صرف محبت
ای کاش که آخر ثمری داشته باشد ۴

سوزیم بیک آه زمین را و زمان را
گر دود دل ما شرری داشته باشد ۵

بر داشتم‌ام شب همه شب دست تضرع
ای کاش دعاها اثری داشته باشد ۶

گردد قدم ار رنجه کنی جانب عشاق
خاک قدمت هر که سری داشته باشد ۷

در بوم دل از هجر تو بس خار که کشتم
بو کز گل وصل تو بری داشته باشد ۸

راز دل خود فیض به بیگانه نگوید
گر یار ز حالش خبری داشته باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - کاش از دل بی دل خبری داشته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.