هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و ناامیدی سخن میگوید و آرزو میکند که دلش از حال او آگاه باشد. او از رنجهای عشق و غمهایش میگوید و تمنا میکند که کسی درد او را درک کند. همچنین، از بیخبری و ناآگاهی دیگران از حال درونی خود شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و غم نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
غزل ۲۹۹ - کاش از دل بی دل خبری داشته باشد
کاش از دل بی دل خبری داشته باشد
زین قصهٔ مشکل خبری داشته باشد ۱
گر از دلم آگاه شدی رحم نمودی
ای کاش دل از دل خبری داشته باشد ۲
ای کاش بداند جگر است این نه سر شکست
از خارج و داخل خبری داشته باشد ۳
کشتم همه مهر و درویدم همه غم کاش
زین مزرعهٔ دل خبری داشته باشد ۴
ایکاش بداند که چه کشتم چه درودم
زین کشته و حاصل خبری داشته باشد ۵
ای کاش بدانم که چرا میکشدم زار
مقتول ز قاتل خبری داشته باشد ۶
زان خواستم از وی نظری تا بدهم جان
کاش از دل سائل خبری داشته باشد ۷
ای کاش بفهم سخن ناصح پر گو
دیوانه عاقل خبری داشته باشد ۸
در بحر غم عشق غریق است دل فیض
ای کاش ز ساحل خبری داشته باشد ۹
زین قصهٔ مشکل خبری داشته باشد ۱
گر از دلم آگاه شدی رحم نمودی
ای کاش دل از دل خبری داشته باشد ۲
ای کاش بداند جگر است این نه سر شکست
از خارج و داخل خبری داشته باشد ۳
کشتم همه مهر و درویدم همه غم کاش
زین مزرعهٔ دل خبری داشته باشد ۴
ایکاش بداند که چه کشتم چه درودم
زین کشته و حاصل خبری داشته باشد ۵
ای کاش بدانم که چرا میکشدم زار
مقتول ز قاتل خبری داشته باشد ۶
زان خواستم از وی نظری تا بدهم جان
کاش از دل سائل خبری داشته باشد ۷
ای کاش بفهم سخن ناصح پر گو
دیوانه عاقل خبری داشته باشد ۸
در بحر غم عشق غریق است دل فیض
ای کاش ز ساحل خبری داشته باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸ - ای کاش که این سینه دری داشته باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰ - خوش آنکه هستی من بر باد رفته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.