هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه بیانگر تأثیر عمیق عشق بر روح و جان است. شاعر از گذر عشق از دل به جان و تبدیل درد به درمان میگوید. او از تأثیر سحرآمیز معشوق و حیرت و مستی ناشی از نگاه و زلف او سخن میگوید. همچنین، از بیقراری و پریشانی خاطر در فراق معشوق و بیهودگی عمر بدون وصال او یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۳۱۳ - عشق از دل گذشت تا جان شد
عشق از دل گذشت تا جان شد
جان هم از عشق تا که جانان شد ۱
کارم از کار عشق سامان یافت
دردم از درد عشق درمان شد ۲
ره بایمان خود نمیبردم
کفر زلف تو راه ایمان شد ۳
هرکه چشم تو دید مست افتاد
و آنکه روی تو دید حیران شد ۴
هر کجا بود خاطر جمعی
در غم زلف تو پریشان شد ۵
از وصال تو فیض بهره نیافت
عمر او جمله صرف هجران شد ۶
روز عمرش بغصه و غم رفت
شب او هم بآه و افغان شد ۷
جان هم از عشق تا که جانان شد ۱
کارم از کار عشق سامان یافت
دردم از درد عشق درمان شد ۲
ره بایمان خود نمیبردم
کفر زلف تو راه ایمان شد ۳
هرکه چشم تو دید مست افتاد
و آنکه روی تو دید حیران شد ۴
هر کجا بود خاطر جمعی
در غم زلف تو پریشان شد ۵
از وصال تو فیض بهره نیافت
عمر او جمله صرف هجران شد ۶
روز عمرش بغصه و غم رفت
شب او هم بآه و افغان شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۲ - تا می نخورم زان کف مستانه نخواهم شد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴ - شراب عشقم اندر کام جان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.