هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که عشق و وصال معشوق را بالاتر از همه چیز میداند و حاضر است همه داراییهای خود، حتی جانش را در راه این عشق فدا کند. شاعر از ذوق عشق و مستی میگوید و ارزشهای مادی و دنیوی را در برابر عشق بیارزش میشمرد. همچنین، به طنز از زاهدانی میگوید که در برابر وسوسههای دنیوی ایمان خود را میفروشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، وجود طنز ظریف و نقد اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چندان قابل درک نباشد.
غزل ۳۱۹ - بجانی لطف پنهان میفروشد
بجانی لطف پنهان میفروشد
جهانی جان بیکجان میفروشد ۱
دهد بوسی عوض جانی ستاند
بخر والله ارزان میفروشد ۲
دلم هر دو جهان با صد جهان جان
بیکدم وصل جانان میفروشد ۳
نفهمیده است ذوق عشق و مستی
که هشیاری بمستان میفروشد ۴
شراری گر بیابد ز آتش ما
جنان زاهد به نیران میفروشد ۵
بیک مو زاهد از زلف دو تایش
دو صد خروار ایمان میفروشد ۶
چو آرد در حدیث آن لعل شیرین
شکرها از نمکدان میفروشد ۷
سبوئی محتسب در پرده دارد
عبث خشکی برندان میفروشد ۸
بده جان در رهش ای فیض کان یار
وصال خویش ارزان میفروشد ۹
جهانی جان بیکجان میفروشد ۱
دهد بوسی عوض جانی ستاند
بخر والله ارزان میفروشد ۲
دلم هر دو جهان با صد جهان جان
بیکدم وصل جانان میفروشد ۳
نفهمیده است ذوق عشق و مستی
که هشیاری بمستان میفروشد ۴
شراری گر بیابد ز آتش ما
جنان زاهد به نیران میفروشد ۵
بیک مو زاهد از زلف دو تایش
دو صد خروار ایمان میفروشد ۶
چو آرد در حدیث آن لعل شیرین
شکرها از نمکدان میفروشد ۷
سبوئی محتسب در پرده دارد
عبث خشکی برندان میفروشد ۸
بده جان در رهش ای فیض کان یار
وصال خویش ارزان میفروشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - چو مهر دوست بر دل تافت این ویرانه روشن شد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - خویش را از دست دادم روی او بنموده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.