هوش مصنوعی:
این متن عرفانی دربارهی عشق الهی و سلوک معنوی است. شاعر از دست دادن خود در راه معشوق حقیقی، پاک شدن از آلودگیها، و رسیدن به حقیقت را توصیف میکند. تأکید اصلی بر فنا در عشق الهی، طاعت، و پیمودن راه حق است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با سطح بلوغ فکری بالاتر است.
غزل ۳۲۰ - خویش را از دست دادم روی او بنموده شد
خویش را از دست دادم روی او بنموده شد
شد مرا نابوده بوده، بودهام نابوده شد ۱
هم تو راهی هم تو ره رو خویش را طی کن برس
آن رسد در حق که او از خویشتن آسوده شد ۲
کام عمر آن یافت کاندر راه طاعت صرف کرد
وقت او خوش کو تنش در راه حق فرسوده شد ۳
زاهد از انکار عشق افکند در کارم گره
دست عشقم بر سر آمد آن گره بگشوده شد ۴
دور چون با عاشقان افتاد خود بر پای خواست
زان عنایت مستی بر مستیم افزوده شد ۵
عشق را نازم کزو شد پاک هر آلودهٔ
گو سوی ما آهر آنکو از گنه آلوده شد ۶
عشق میسازد مصفا سینه را از زنک شرک
زنک شرک سینهام زین صیقلی بزدوده شد ۷
جان روشن آن بود کاینهٔ جانان بود
عمر معمور آنکه در راه خدا پیموده شد ۸
فیض را دیدم بسرعت میرود گفتم کجا؟
گفت نور حق ز واد ایمنم بنموده شد ۹
گفتوگوی این سخنها سالها در پرده بود
چو نشدند اغیار از آن گر بر ملا بشنوده شد ۱۰
شد مرا نابوده بوده، بودهام نابوده شد ۱
هم تو راهی هم تو ره رو خویش را طی کن برس
آن رسد در حق که او از خویشتن آسوده شد ۲
کام عمر آن یافت کاندر راه طاعت صرف کرد
وقت او خوش کو تنش در راه حق فرسوده شد ۳
زاهد از انکار عشق افکند در کارم گره
دست عشقم بر سر آمد آن گره بگشوده شد ۴
دور چون با عاشقان افتاد خود بر پای خواست
زان عنایت مستی بر مستیم افزوده شد ۵
عشق را نازم کزو شد پاک هر آلودهٔ
گو سوی ما آهر آنکو از گنه آلوده شد ۶
عشق میسازد مصفا سینه را از زنک شرک
زنک شرک سینهام زین صیقلی بزدوده شد ۷
جان روشن آن بود کاینهٔ جانان بود
عمر معمور آنکه در راه خدا پیموده شد ۸
فیض را دیدم بسرعت میرود گفتم کجا؟
گفت نور حق ز واد ایمنم بنموده شد ۹
گفتوگوی این سخنها سالها در پرده بود
چو نشدند اغیار از آن گر بر ملا بشنوده شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۹ - بجانی لطف پنهان میفروشد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۱ - مرد آن باشد که چون او را رهی بنموده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.