هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از نور عشق و مهر دوست سخن میگوید و تأثیر آن را بر دل و جان خود توصیف میکند. با استفاده از استعارههایی مانند شمع، پروانه، شراب، و بتخانه، شاعر به بیان تجربههای روحانی و عرفانی خود میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شراب و بتخانه ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای گروههای سنی پایینتر داشته باشند.
غزل ۳۱۸ - چو مهر دوست بر دل تافت این ویرانه روشن شد
چو مهر دوست بر دل تافت این ویرانه روشن شد
سراسر مشعلی شد دل تمام خانه روشن شد ۱
کنون روز من از دل دل از مهرش روشنی دارد
ز نور شبچراغ عشق این کاشانه روشن شد ۲
شبی پروانهٔ جانم بگرد شمع او گردید
ز عشق شمع آتش خو دل پروانه روشن شد ۳
بجامم ریخت ساقی در سحر گه تا شدم بیدار
شرابی کز صفای آن دل دیوانه روشن شد ۴
کشیدم جام گردید از فروغ می روانم صاف
صفا بیرون تراوید از رخم میخانه روشن شد ۵
گذشتم بر در بتخانه دلهای سیه دیدم
ز توحید آیتی خواندم بت و بتخانه روشن شد ۶
حدیث فیض دلهای سپهرا میکند روشن
دل زهاد را دیدم کزین افسانه روشن شد ۷
سراسر مشعلی شد دل تمام خانه روشن شد ۱
کنون روز من از دل دل از مهرش روشنی دارد
ز نور شبچراغ عشق این کاشانه روشن شد ۲
شبی پروانهٔ جانم بگرد شمع او گردید
ز عشق شمع آتش خو دل پروانه روشن شد ۳
بجامم ریخت ساقی در سحر گه تا شدم بیدار
شرابی کز صفای آن دل دیوانه روشن شد ۴
کشیدم جام گردید از فروغ می روانم صاف
صفا بیرون تراوید از رخم میخانه روشن شد ۵
گذشتم بر در بتخانه دلهای سیه دیدم
ز توحید آیتی خواندم بت و بتخانه روشن شد ۶
حدیث فیض دلهای سپهرا میکند روشن
دل زهاد را دیدم کزین افسانه روشن شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۷ - ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۹ - بجانی لطف پنهان میفروشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.