هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. شاعر بیان میکند که تنها یار و معشوق میتواند دردهای عاشق را درک کند و درمان درد عاشق، خودِ درد است. همچنین، او اشاره میکند که عشق را هر کسی درک نمیکند و تنها کسانی که از خود گذشتهاند، میتوانند این راه را بپیمایند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۳۲۵ - دوای درد ما را یار داند
دوای درد ما را یار داند
بلی احوال دل دلدار داند ۱
ز چشمش پرس احوال دل آری
غم بیمار را بیمار داند ۲
و گر از چشم او خواهی ز دل پرس
که حال مست را هشیار داند ۳
دوای درد عاشق درد باشد
که مرد عشق درمان عار داند ۴
طبیب عاشقان هم عشق باشد
که رنج خستگان غمخوار داند ۵
نوای راز ما بلبل شناسد
که حال زار را هم زار داند ۶
نه هر دل عشق را در خورد باشد
نه هر کس شیوهٔ این کار داند ۷
ز خود بگذشتهٔ چون فیض باید
که جز جانبازی اینجا عار داند ۸
بلی احوال دل دلدار داند ۱
ز چشمش پرس احوال دل آری
غم بیمار را بیمار داند ۲
و گر از چشم او خواهی ز دل پرس
که حال مست را هشیار داند ۳
دوای درد عاشق درد باشد
که مرد عشق درمان عار داند ۴
طبیب عاشقان هم عشق باشد
که رنج خستگان غمخوار داند ۵
نوای راز ما بلبل شناسد
که حال زار را هم زار داند ۶
نه هر دل عشق را در خورد باشد
نه هر کس شیوهٔ این کار داند ۷
ز خود بگذشتهٔ چون فیض باید
که جز جانبازی اینجا عار داند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴ - دوشم آن دلبر غمخوار ببالین آمد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۶ - چو من کسی که ره مستقیم میداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.