هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و اشتیاق به معشوق و محرومیت از دیدار او سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در رسیدن به معشوق و لذتهای عشق شکایت دارد و از ممنوعیتهایی که در راه عشق وجود دارد، ناله میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۴۱ - صد جلوه کنی هر دم و دیدن نگذارند
صد جلوه کنی هر دم و دیدن نگذارند
گل گل شکفد زان رخ و چیدن نگذارند ۱
در باغ جمالت گل و ریحان فراوان
یک مردم چشمی بچریدن نگذارند ۲
در آرزوی آب حیات از لب لعلت
لب تشنه بمردیم و مکیدن نگذارند ۳
عشاق جگر سوخته داغ غمت را
در حسن و جمالت نگریدن نگذارند ۴
پرواز کند طایر جان سوی جنابت
در آرزوی وصل و رسیدن نگذارند ۵
بیهوده پر و بال معارف چه گشائیم
در ساحت عزتو پریدن نگذارند ۶
قرب تو و حرمان مرا تشنه لبی گفت
نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند ۷
در سر سویدای دل و رخ ننمایند
در مردمک دیده دویدن نگذارند ۸
تو در نظر و فیض ز دیدار تو محروم
غرق می وصلیم و چشیدن نگذارند ۹
گل گل شکفد زان رخ و چیدن نگذارند ۱
در باغ جمالت گل و ریحان فراوان
یک مردم چشمی بچریدن نگذارند ۲
در آرزوی آب حیات از لب لعلت
لب تشنه بمردیم و مکیدن نگذارند ۳
عشاق جگر سوخته داغ غمت را
در حسن و جمالت نگریدن نگذارند ۴
پرواز کند طایر جان سوی جنابت
در آرزوی وصل و رسیدن نگذارند ۵
بیهوده پر و بال معارف چه گشائیم
در ساحت عزتو پریدن نگذارند ۶
قرب تو و حرمان مرا تشنه لبی گفت
نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند ۷
در سر سویدای دل و رخ ننمایند
در مردمک دیده دویدن نگذارند ۸
تو در نظر و فیض ز دیدار تو محروم
غرق می وصلیم و چشیدن نگذارند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - جهان را بهر انسان آفریدند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - در روی چه خورشید تو دیدن نگذارند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.