هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و عاشقانه سخن میگوید. شاعر از محدودیتهای زندگی، عشق بیپاسخ، و آرزوی آزادی و وصال میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند جنون عاشقانه، ناامیدی، و امید به فیض الهی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند جنون و ناامیدی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۷۲ - تا چند بزنجیر خرد بند توان بود
تا چند بزنجیر خرد بند توان بود
بی بال و پر شور جنون چند توان بود ۱
با بیخبران بیبصران چند توان زیست
در زمرهٔ کوران و کران چند توان بود ۲
گر چشم تماشای جمال تو نداریم
با حسرت دیدار تو خرسند توان بود ۳
گر نیست بدان زلف دو تا دست رس ما
خود موی توان گشت و در آن بند توان بود ۴
با عشق رخت هر چه بخواهی بتوان کرد
دیوانه توان ز بست خردمند توان بود ۵
ما طایر قدسیم و ز خلوتگه انسیم
پا بستهٔ این کهنه قفس چند توان بود ۶
حیفست که جز بندگی نفس کند کس
چون بر سر ارواح خداوند توان بود ۷
گر فیض جنون شامل حال تو شود فیض
با عیب سرا پای هنرمند توان بود ۸
با موج محیط غمش آرام توان داشت
با شورش سوداش خردمند توان بود ۹
بی بال و پر شور جنون چند توان بود ۱
با بیخبران بیبصران چند توان زیست
در زمرهٔ کوران و کران چند توان بود ۲
گر چشم تماشای جمال تو نداریم
با حسرت دیدار تو خرسند توان بود ۳
گر نیست بدان زلف دو تا دست رس ما
خود موی توان گشت و در آن بند توان بود ۴
با عشق رخت هر چه بخواهی بتوان کرد
دیوانه توان ز بست خردمند توان بود ۵
ما طایر قدسیم و ز خلوتگه انسیم
پا بستهٔ این کهنه قفس چند توان بود ۶
حیفست که جز بندگی نفس کند کس
چون بر سر ارواح خداوند توان بود ۷
گر فیض جنون شامل حال تو شود فیض
با عیب سرا پای هنرمند توان بود ۸
با موج محیط غمش آرام توان داشت
با شورش سوداش خردمند توان بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۱ - سر چو بی عشقست ننک جان بود
گوهر بعدی:غزل ۳۷۳ - چون غم غم عشق تو بود زار توان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.