هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر تسلیم و فداکاری شاعر در برابر معشوق است. او حاضر است هرگونه رنج و سختی را برای رضایت معشوق تحمل کند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. شاعر از زلف پریشان، لطف فراوان و دیگر صفات معشوق سخن میگوید و اعلام میکند که حاضر است همه چیز خود را فدای او کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، همراه با اشارات به فداکاری و رنج، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعر مانند 'خون عاشقان ریختن' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۴۰۳ - نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
سرم شد گوی چوگانش بکن گوهر چه میخواهد ۱
کند گر هستیم ویران زند گر بر همم سامان
من و حسن بسامانش بکن گوهر چه میخواهد ۲
اگر روزم سیه دارد و گر عمرم تبه دارد
من و زلف پریشانش بکن گوهر چه میخواهد ۳
ز دست من چه میآید مگر مسکینی و زاری
زدم دستی بدامانش بکن گوهر چه میخواهد ۴
دل و جانم اگر سوزد ز تاب آتش قهرش
من و لطف فراوانش بکن گوهر چه میخواهد ۵
شنیدم گفت میخواهم سرش از تن جدا سازم
سر و تن هر دو قربانش بکن گوهر چه میخواهد ۶
نباشد گر روا دردین که خون عاشقان ریزند
بلا گردان ایمانش بکن گوهر چه میخواهد ۷
اگر دل میبرد از من و گر جان میکشد از تن
فدا هم این و هم آنش بکن گوهر چه میخواهد ۸
ترا ای فیض کاری نیست با دردی کزاو آید
باو بگذار درمانش بکن گوهر چه میخواهد ۹
سرم شد گوی چوگانش بکن گوهر چه میخواهد ۱
کند گر هستیم ویران زند گر بر همم سامان
من و حسن بسامانش بکن گوهر چه میخواهد ۲
اگر روزم سیه دارد و گر عمرم تبه دارد
من و زلف پریشانش بکن گوهر چه میخواهد ۳
ز دست من چه میآید مگر مسکینی و زاری
زدم دستی بدامانش بکن گوهر چه میخواهد ۴
دل و جانم اگر سوزد ز تاب آتش قهرش
من و لطف فراوانش بکن گوهر چه میخواهد ۵
شنیدم گفت میخواهم سرش از تن جدا سازم
سر و تن هر دو قربانش بکن گوهر چه میخواهد ۶
نباشد گر روا دردین که خون عاشقان ریزند
بلا گردان ایمانش بکن گوهر چه میخواهد ۷
اگر دل میبرد از من و گر جان میکشد از تن
فدا هم این و هم آنش بکن گوهر چه میخواهد ۸
ترا ای فیض کاری نیست با دردی کزاو آید
باو بگذار درمانش بکن گوهر چه میخواهد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۲ - جان از لطافت بدنش تازه میشود
گوهر بعدی:غزل ۴۰۴ - عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.