هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رد زهد و ریاضت سخن میگوید و عشق و مستی را برتر میداند. او خود را وقف معشوق کرده و هرچه پیش آید را میپذیرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. شاعر عشق را شیرینتر از هرچیز میداند، حتی اگر از جانب دوستانش رنجی به او برسد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی پیچیده، اشاره به مستی و نوشیدن شراب (به صورت نمادین یا واقعی) و پذیرش مرگ در راه عشق است که برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۱۳ - زاهدم گفت زهد میباید
زاهدم گفت زهد میباید
از من این کارها نمیآید ۱
جام می گیرم ار بکف گیرم
شاهدی گر کشم ببر شاید ۲
زهد جز اهل عقل را نسزد
رند را جام باده میباید ۳
من و مستی و عشق مه رویان
ناصحم بهر خویش میلاید ۴
آنچه باید نمیتوانم کرد
کنم از دستم آنچه میآید ۵
دادهام خویش را بدست بتان
میکشم آنچه بر سرم آید ۶
خویش را وقف شاهدان کردم
تا شهیدم کنند و جان پاید ۷
گر کشندم بلطف میزیبد
ور کشندم بقهر میشاید ۸
بر سر عاشقان خود این قوم
هر چه آرند شاید و باید ۹
خوشتر از شهدو شکرست ای فیض
زهر کز دست دوستان آید ۱۰
از من این کارها نمیآید ۱
جام می گیرم ار بکف گیرم
شاهدی گر کشم ببر شاید ۲
زهد جز اهل عقل را نسزد
رند را جام باده میباید ۳
من و مستی و عشق مه رویان
ناصحم بهر خویش میلاید ۴
آنچه باید نمیتوانم کرد
کنم از دستم آنچه میآید ۵
دادهام خویش را بدست بتان
میکشم آنچه بر سرم آید ۶
خویش را وقف شاهدان کردم
تا شهیدم کنند و جان پاید ۷
گر کشندم بلطف میزیبد
ور کشندم بقهر میشاید ۸
بر سر عاشقان خود این قوم
هر چه آرند شاید و باید ۹
خوشتر از شهدو شکرست ای فیض
زهر کز دست دوستان آید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۲ - شکر تو چسان کنم که شاید
گوهر بعدی:غزل ۴۱۴ - زهد و تقوی ز من نمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.