هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و وفاداری بیحد شاعر به معشوق است. شاعر از رنج فراق و جفا میگوید اما با این حال، تمام وجودش را وقف معشوق کرده و آماده است تا جان خود را فدا کند. همچنین، اشارهای به اهمیت سفر و غربت برای رسیدن به مقصود دارد و بر نقش مثبتاندیشی در موفقیت تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند فداکاری و جفا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۱۸ - زهر فراق نوشم تا کام من برآید
زهر فراق نوشم تا کام من برآید
بهر وصال کوشم تا جان ز تن برآید ۱
دل بر جفا نهادم تا میتوان جفا کن
از جان کشم جفایت تا کام من برآید ۲
تخم وفات در جان کشتم که چون بمیرم
شام وفا پس از مرگ از خاک من برآید ۳
گر بیوفاست معشوق کان وفاست عاشق
عاشق وفا کند تا از خویشتن برآید ۴
وقف تو کردهام من جان و دل و سر و تن
در خدمتم سراپا تا جان ز تن برآید ۵
هر کو سفر گزیند تا مقصدی بیابد
باید غریب گردد ز اهل و وطن برآید ۶
چون در سفر تو باشی صد جان فدای غربت
گر رهزنی تو مقصود از راهزن برآید ۷
در حضرتت برد فیض پیوسته ظن نیکو
انجاح هر مهمی از حسن و ظن برآید ۸
بهر وصال کوشم تا جان ز تن برآید ۱
دل بر جفا نهادم تا میتوان جفا کن
از جان کشم جفایت تا کام من برآید ۲
تخم وفات در جان کشتم که چون بمیرم
شام وفا پس از مرگ از خاک من برآید ۳
گر بیوفاست معشوق کان وفاست عاشق
عاشق وفا کند تا از خویشتن برآید ۴
وقف تو کردهام من جان و دل و سر و تن
در خدمتم سراپا تا جان ز تن برآید ۵
هر کو سفر گزیند تا مقصدی بیابد
باید غریب گردد ز اهل و وطن برآید ۶
چون در سفر تو باشی صد جان فدای غربت
گر رهزنی تو مقصود از راهزن برآید ۷
در حضرتت برد فیض پیوسته ظن نیکو
انجاح هر مهمی از حسن و ظن برآید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۷ - هر دل که عشق ورزد از ما و من برآید
گوهر بعدی:غزل ۴۱۹ - بیاد یار در خلوت نشستم تا چه پیش آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.