هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذبههای معشوق سخن میگوید. او از زلف و چشم معشوق به عنوان عوامل فتنه و دلربایی یاد میکند و از درد فراق و عشق نالیده است. همچنین، شاعر به دنبال پناهبردن به معشوق است و از او طلب کمک میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک عمیقتر داشته باشد.
غزل ۴۳۳ - از نکاه نیم مستت العیاذ
از نکاه نیم مستت العیاذ
وز بلای زلف شستت العیاذ ۱
بر صف دلها زد و تاراج کرد
فتنهای چشم مستت العیاذ ۲
دل ز من بردی و قصد جان کنی
کی برم من جان ز دستت العیاذ ۳
زلف بگشا موبمو وارس به بین
هیچ دل از دام رستت العیاذ ۴
از میانت نیست چیزی در میان
وز دهان نیست هستت العیاذ ۵
از سرا پا هرچه داری الحذر
پای تا سر هر چه هستت العیاذ ۶
فیض از تو هم پناه آرد بتو
گرنه پروای منست العیاذ ۷
وز بلای زلف شستت العیاذ ۱
بر صف دلها زد و تاراج کرد
فتنهای چشم مستت العیاذ ۲
دل ز من بردی و قصد جان کنی
کی برم من جان ز دستت العیاذ ۳
زلف بگشا موبمو وارس به بین
هیچ دل از دام رستت العیاذ ۴
از میانت نیست چیزی در میان
وز دهان نیست هستت العیاذ ۵
از سرا پا هرچه داری الحذر
پای تا سر هر چه هستت العیاذ ۶
فیض از تو هم پناه آرد بتو
گرنه پروای منست العیاذ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۲ - هدهدی کو که از سبا گوید
گوهر بعدی:غزل ۴۳۴ - از بلای چشم مستت العیاذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.