هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تنها عشق و وصال معشوق برای او کافی است و از دنیا و نعمتهای آن چشمپوشی میکند. او به هیچکس جز معشوق دل نمیسپارد و تنها عشق او را میطلبد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دلسپردگی و عشق جانستان نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۶۸ - یک غمزهٔ جان ستان مرا بس
یک غمزهٔ جان ستان مرا بس
از وصل تو کام جان مرا بس ۱
تا هستی آن شود یقینم
دشنامی از آن دهان مرا بس ۲
از عشرت و عیش و کام دنیا
درد دل و سوز جان مرا بس ۳
آب گرمی و نان سردی
از نعمت این جهان مرا بس ۴
دل می ندهم به دلستانان
آن دلبر دلبران مرا بس ۵
کی عشوه شاهدان نیوشم
آن شاهد شاهدان مرا بس ۶
دل کی بندم به فانیان فیض
آن ساقی بانیان مرا بس ۷
از وصل تو کام جان مرا بس ۱
تا هستی آن شود یقینم
دشنامی از آن دهان مرا بس ۲
از عشرت و عیش و کام دنیا
درد دل و سوز جان مرا بس ۳
آب گرمی و نان سردی
از نعمت این جهان مرا بس ۴
دل می ندهم به دلستانان
آن دلبر دلبران مرا بس ۵
کی عشوه شاهدان نیوشم
آن شاهد شاهدان مرا بس ۶
دل کی بندم به فانیان فیض
آن ساقی بانیان مرا بس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۷ - یکدیگر را عیب میجویند خلقان در لباس
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹ - دل را عبرت ازین جهان بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.