هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و عرفان سخن میگوید و از ساقی میخواهد شرابی عرفانی به او بدهد که نه از انگور است و نه از خم، بلکه شرابی است که مردگان را از گور بیرون میکشد. او از عاشقان دورافتاده میگوید و از بهشت و حور و قصور یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شعری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند شراب عرفانی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۶۰ - روی بنما به ما مکن مستور
رویْ بِنْما به ما مَکُن مَسْتور
ای به هفت آسْمان چو مَهْ مَشْهور ۱
ما یکی جَمعِ عاشقانْ زِ هَوَس
آمَدیم از سَفَر زِ راهی دور ۲
ای کِه در عینِ جانِ خود داری
صد هزاران بهشت و حور و قُصور ۳
سَر فُروکُن زِ بام و خوش بِنِگَر
جانِبِ جمعِ عاشقی رَنْجور ۴
ساقیِ صوفیان شَرابی دِهْ
کان نه از خُم بود نه از انگور ۵
زان شَرابی که بویِ جوشِشِ او
مُردگان را بُرون کَشَد از گور ۶
ای به هفت آسْمان چو مَهْ مَشْهور ۱
ما یکی جَمعِ عاشقانْ زِ هَوَس
آمَدیم از سَفَر زِ راهی دور ۲
ای کِه در عینِ جانِ خود داری
صد هزاران بهشت و حور و قُصور ۳
سَر فُروکُن زِ بام و خوش بِنِگَر
جانِبِ جمعِ عاشقی رَنْجور ۴
ساقیِ صوفیان شَرابی دِهْ
کان نه از خُم بود نه از انگور ۵
زان شَرابی که بویِ جوشِشِ او
مُردگان را بُرون کَشَد از گور ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۵۹ - عشق جان است عشق تو جان تر
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶۱ - مطربا عیش و نوش از سر گیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.