هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دردهای ناشی از آن سخن می‌گوید. او از حال دل خود و تأثیر عشق بر روح و جسمش می‌نالد و از معشوق طلب یاری و توجه می‌کند. عشق در این شعر به عنوان عاملی که باعث درد و رنج شده، اما در عین حال مایه شور و شیدایی است، توصیف می‌شود.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۱۱۶۸ - جان خراباتی و عمر بهار

جانِ خَراباتی و عُمرِ بهار
هین که بِشُد عُمْر چُنین هوشیار ۱

جان و جهان جانِ مرا دست گیر
چَشمِ جهان حَرفِ مرا گوش دار ۲

صورتِ دل آمد و پیشَم نِشَست
بسته سَر و خَسته و بیماروار ۳

دستِ مرا بر سَرِ خود می‌نَهاد
کِی به غَمِ دوست مرا دست یار ۴

دَردِ سَرَم نیست زِ صَفْرا و تَب
از میِ عشق است سَرَم پُرخُمار ۵

این همه شیوه‌ست مُرادَش تویی
ای شِکَرت کرده دِلَم را شکار ۶

جانِ من از ناله چو طُنْبور شُد
حالِ دِلَم بِشْنو از آوازِ تار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۷ - مست توام نزمی و نز کوکنار
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶۹ - هست کسی صافی و زیبانظر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.