هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. او اعتراف میکند که سالهاست تحت تأثیر عشق است و تقوا و صلاح را به خاطر آن کنار گذاشته است. شاعر از پیمانشکنی خود در راه عشق میگوید و خود را دیوانهای میداند که از قید خرد رها شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند مستی و پیمانشکنی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
غزل ۵۸۵ - نه من امروز بدل نقش خیالت بستم
نه من امروز بدل نقش خیالت بستم
روزگاریست که از بادهٔ عشقت مستم ۱
کردم آلوده بمی جامهٔ تقوی و صلاح
آه گر دامن پاک تو نگیرد دستم ۲
نسبت قد تو با سرو صنوبر کردم
پیش چشم تو ز کوته نظریها بستم ۳
بستم این عهد که پیمانه کشی ترک کنم
باز در عهد تو پیمان شکن آن بشکستم ۴
محتسب بهر خدا هیچ مگو با خود باش
که من از روز ازل آنچه نمودم هستم ۵
نه من امروز شدم عاشق و پیمانه پرست
از دم صبح ازل تا بقیامت مستم ۶
فیض تا چند بزنجیر خرد باشد بند
شکر لله که دیوانه شدم وارستم ۷
روزگاریست که از بادهٔ عشقت مستم ۱
کردم آلوده بمی جامهٔ تقوی و صلاح
آه گر دامن پاک تو نگیرد دستم ۲
نسبت قد تو با سرو صنوبر کردم
پیش چشم تو ز کوته نظریها بستم ۳
بستم این عهد که پیمانه کشی ترک کنم
باز در عهد تو پیمان شکن آن بشکستم ۴
محتسب بهر خدا هیچ مگو با خود باش
که من از روز ازل آنچه نمودم هستم ۵
نه من امروز شدم عاشق و پیمانه پرست
از دم صبح ازل تا بقیامت مستم ۶
فیض تا چند بزنجیر خرد باشد بند
شکر لله که دیوانه شدم وارستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۴ - من هماندم که با تو پیوستم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۶ - در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.