هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، حالات مختلف شاعر را در عشق و مستی توصیف میکند. او خود را دیوانهای میداند که پیوسته در گردش است، گاه در مستی عشق و گاه در هشیاری. شاعر از عشق زمینی و آسمانی سخن میگوید و خود را در میان تضادها و نوسانات روحی و عاطفی توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و حالات روحی پیچیده ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
غزل ۶۰۱ - من دیوانه گرد هر پری رخسار میگردم
من دیوانه گرد هر پری رخسار میگردم
ببوی آن گل خود رو دین گلزار میگردم ۱
جهانرا سربسر مست از می توحید میبینم
گهی کز بادهٔ غفلت دمی هشیار میگردم ۲
طواف کعبه گر حاجی کند یکبار در عمری
من دیوانه هر ساعت بگرد یار میگردم ۳
گهی از شوق روی او ره گلزار میپویم
بیاد نرگسش گه بر در خمار میگردم ۴
گهی دیوانه گه مستم گهی بالا گهی پستم
گهی کاهل گهی چستم که ناهموار میگردم ۵
مگو بامن حدیث عقل و دین واعظ که عمری شد
که در دیر مغان دیوانه با زّنار میگردم ۶
زمانی رند او باشم زمانی عور و قلاشم
گهی بر ننگ میپویم گهی بر عار میگردم ۷
بمیخانه گهی مستم ندانم پای از دستم
گهی بر صومعه با جب ّه و دستار میگردم ۸
گهی درخیر و گه در شر گهی در نفع و گه در ضر
گهی بر نور میپویم گهی بر نار میگردم ۹
گهی این سو گهی آن سو گهی هیهی گهی هوهو
نیم مجنون ولی در عشق مجنون وار میگردم ۱۰
گهی خارم خلد در پای گه سر سوی سنگ آید
ز داغ لالهٔ سرمست در کهسار میگردم ۱۱
جمال لم یزل میداردم بر مهر مه رویان
ز عشق دوست چون پروانه بر انوار میگردم ۱۲
سراپا جملگی در دم نهان دارم رخ زردم
نمیداند کسی دردم که بیتیمار میگردم ۱۳
ز علم رسمیم نگشود در در عشق کوشیدم
بمان ای فیض کو گه گه بر اسرار میگردم ۱۴
ببوی آن گل خود رو دین گلزار میگردم ۱
جهانرا سربسر مست از می توحید میبینم
گهی کز بادهٔ غفلت دمی هشیار میگردم ۲
طواف کعبه گر حاجی کند یکبار در عمری
من دیوانه هر ساعت بگرد یار میگردم ۳
گهی از شوق روی او ره گلزار میپویم
بیاد نرگسش گه بر در خمار میگردم ۴
گهی دیوانه گه مستم گهی بالا گهی پستم
گهی کاهل گهی چستم که ناهموار میگردم ۵
مگو بامن حدیث عقل و دین واعظ که عمری شد
که در دیر مغان دیوانه با زّنار میگردم ۶
زمانی رند او باشم زمانی عور و قلاشم
گهی بر ننگ میپویم گهی بر عار میگردم ۷
بمیخانه گهی مستم ندانم پای از دستم
گهی بر صومعه با جب ّه و دستار میگردم ۸
گهی درخیر و گه در شر گهی در نفع و گه در ضر
گهی بر نور میپویم گهی بر نار میگردم ۹
گهی این سو گهی آن سو گهی هیهی گهی هوهو
نیم مجنون ولی در عشق مجنون وار میگردم ۱۰
گهی خارم خلد در پای گه سر سوی سنگ آید
ز داغ لالهٔ سرمست در کهسار میگردم ۱۱
جمال لم یزل میداردم بر مهر مه رویان
ز عشق دوست چون پروانه بر انوار میگردم ۱۲
سراپا جملگی در دم نهان دارم رخ زردم
نمیداند کسی دردم که بیتیمار میگردم ۱۳
ز علم رسمیم نگشود در در عشق کوشیدم
بمان ای فیض کو گه گه بر اسرار میگردم ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۱۰۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۰ - درین گلشن من بیدل ببوی یار میگردم
گوهر بعدی:غزل ۶۰۲ - ای جان مردم جانان مردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.