هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر تأکید میکند که بدون معشوق، زندگی برای او بیمعناست و حتی یک لحظه دوری از معشوق را تحمل نمیکند. او حاضر است همه چیز را فدای معشوق کند و وجود خود را بدون معشوق ناچیز میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۶۲۰ - من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
جدا شوم ز تو در معرض فنا باشم ۱
بغیر سایهٔ لطف تو جای دیگر هست
جدا اگر ز تو باشم بگو کجا باشم ۲
خدایرا مپسند ای تو زندگانی من
که یکنفس بفراق تو مبتلا باشم ۳
جدا ز تو زیم ارمن تنی بوم بیجان
و گر بیاد تو میرم ابوالبقا باشم ۴
برای تو زیم و در ره تو میمیرم
ترا نباشم اگر من بگو کرا باشم ۵
بآسمان برسم گر ترا زمین گردم
سر شهانم اگر من ترا گدا باشم ۶
ترا نه بیند اگر چشم من چکار آید
فدای تو نشوم در جهان چرا باشم ۷
اگر ندای تعال تو نشنود گوشم
بدوش حامل گوش چنین چرا باشم ۸
چو پای من نرود در ره تو گو بشکن
ترا چه نیست چه در بند دست و پا باشم ۹
خموش فیض که هر بد که بر سرم آید
بود سزای من و من سزای آن باشم ۱۰
جدا شوم ز تو در معرض فنا باشم ۱
بغیر سایهٔ لطف تو جای دیگر هست
جدا اگر ز تو باشم بگو کجا باشم ۲
خدایرا مپسند ای تو زندگانی من
که یکنفس بفراق تو مبتلا باشم ۳
جدا ز تو زیم ارمن تنی بوم بیجان
و گر بیاد تو میرم ابوالبقا باشم ۴
برای تو زیم و در ره تو میمیرم
ترا نباشم اگر من بگو کرا باشم ۵
بآسمان برسم گر ترا زمین گردم
سر شهانم اگر من ترا گدا باشم ۶
ترا نه بیند اگر چشم من چکار آید
فدای تو نشوم در جهان چرا باشم ۷
اگر ندای تعال تو نشنود گوشم
بدوش حامل گوش چنین چرا باشم ۸
چو پای من نرود در ره تو گو بشکن
ترا چه نیست چه در بند دست و پا باشم ۹
خموش فیض که هر بد که بر سرم آید
بود سزای من و من سزای آن باشم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۹ - بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
گوهر بعدی:غزل ۶۲۱ - چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.