هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، آرزوهای خود را برای نزدیکی به معشوق بیان میکند. او تمایل دارد که همیشه در حضور معشوق باشد، مورد توجه و خطاب او قرار گیرد، و حتی در صورت قصور، شایستهٔ عتاب یا عقاب او باشد. شاعر میخواهد غرق در محبت و کرم بیحساب معشوق شود و همیشه تحت تأثیر فیض و لطف او باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۲۱ - چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
سگ جناب تو باشم رقیب باب تو باشم ۱
چه میشود که شب و روز گرد کوی تو گردم
در انتظار بر افکندن نقاب تو باشم ۲
چه میشود که گهی از در عتاب در آئی
که از قصور نه شایسته خطاب تو باشم ۳
چه میشود که بتلقین حجتم بنوازی
که چون سوال کنی واقف جواب تو باشم ۴
چه میشود که ببزم وصال خود دهیم جا
جزای کرده چه شایسته ثواب تو باشم ۵
چه میشود که بهجران خویش نگذاریم
سزای کرده چه مستوجب عقاب تو باشم ۶
چه میشود که نجوئی ز من حساب و کتابی
غریق بحر کرمهای بیحساب تو باشم ۷
چه میشود چو مرا فیض دادهٔ لقب از لطف
مدام سرخوش فیض شراب ناب تو باشم ۸
سگ جناب تو باشم رقیب باب تو باشم ۱
چه میشود که شب و روز گرد کوی تو گردم
در انتظار بر افکندن نقاب تو باشم ۲
چه میشود که گهی از در عتاب در آئی
که از قصور نه شایسته خطاب تو باشم ۳
چه میشود که بتلقین حجتم بنوازی
که چون سوال کنی واقف جواب تو باشم ۴
چه میشود که ببزم وصال خود دهیم جا
جزای کرده چه شایسته ثواب تو باشم ۵
چه میشود که بهجران خویش نگذاریم
سزای کرده چه مستوجب عقاب تو باشم ۶
چه میشود که نجوئی ز من حساب و کتابی
غریق بحر کرمهای بیحساب تو باشم ۷
چه میشود چو مرا فیض دادهٔ لقب از لطف
مدام سرخوش فیض شراب ناب تو باشم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۰ - من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
گوهر بعدی:غزل ۶۲۲ - تا من نشوم بیخود هشیار نمیباشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.