هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناآشنایی خود با زهد و پارسایی ریاکارانه سخن میگوید و عشق بیقید و شرط به معشوق (جانان) را تنها حقیقت زندگی خود میداند. او از وحدت وجود، فنا در معشوق و رهایی از تعلقات دنیوی میسراید و هرگونه دوگانگی یا خودستایی را انکار میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتزاعی مانند فنا در معشوق و وحدت وجود است که برای درک کامل، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین برخی اصطلاحات (مانند 'دلق دو تائی') ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۶۳۶ - من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
رسوم پارسائی را نمیدانم نمیدانم ۱
دل من مست جانانست و جانانش همی باید
بهشت آن سرائی را نمیدانم نمیدانم ۲
وصال دوست میباید مرا پیوسته روز و شب
من این رسم جدائی را نمیدانم نمیدانم ۳
زخود یکتا شدم خود را ز دوش خویش افکندم
من این دلق دو تائی را نمیدانم نمیدانم ۴
ز خود بگذشتم و محو جمال دوست گردیدم
خودی و خودنمائی را نمیدانم نمیدانم ۵
یکی گویم یکی دانم یکی بینم یکی باشم
دوتائی و سه تائی را نمیدانم نمیدانم ۶
دلم دیوانهٔ زلفش شد آنجا ماند جاویدان
ز زنجیرش رهائی را نمیدانم نمیدانم ۷
سخنها بر زبان میآیدم لیکن نمیگویم
چو علتهای عالی را نمیدانم نمیدانم ۸
من نیکم و گر بد فیض گو مردم ندانند
زبان خودستائی را نمیدانم نمیدانم ۹
رسوم پارسائی را نمیدانم نمیدانم ۱
دل من مست جانانست و جانانش همی باید
بهشت آن سرائی را نمیدانم نمیدانم ۲
وصال دوست میباید مرا پیوسته روز و شب
من این رسم جدائی را نمیدانم نمیدانم ۳
زخود یکتا شدم خود را ز دوش خویش افکندم
من این دلق دو تائی را نمیدانم نمیدانم ۴
ز خود بگذشتم و محو جمال دوست گردیدم
خودی و خودنمائی را نمیدانم نمیدانم ۵
یکی گویم یکی دانم یکی بینم یکی باشم
دوتائی و سه تائی را نمیدانم نمیدانم ۶
دلم دیوانهٔ زلفش شد آنجا ماند جاویدان
ز زنجیرش رهائی را نمیدانم نمیدانم ۷
سخنها بر زبان میآیدم لیکن نمیگویم
چو علتهای عالی را نمیدانم نمیدانم ۸
من نیکم و گر بد فیض گو مردم ندانند
زبان خودستائی را نمیدانم نمیدانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۵ - وه که جان یا تنم نمیدانم
گوهر بعدی:غزل ۶۳۷ - من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.