هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود می‌نالد و از درد دوری و ناتوانی در تحمل این فراق سخن می‌گوید. او از حسرت موی یار، بی‌تابی در فراق، و ناتوانی در صبر شکایت دارد و احساس می‌کند که بدون یارش در تاریکی شب به سر می‌برد. حتی اگر یارش نقاب برافکند، تاب دیدن جمال او را ندارد و از صبر نیز بی‌صبر است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه‌ای است که با احساسات عمیق و گاه دردناک همراه است. درک کامل این احساسات و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۶۴۶ - پیوسته خستهٔ غم یارم چه‌سان کنم

پیوسته خستهٔ غم یارم چه‌سان کنم
در عشق آن نگار فکارم چه‌سان کنم ۱

موئی شدم ز حسرت موی میان او
موئی از او بدست ندارم چه‌سان کنم ۲

بستم دلی در او و گسستم ز غیر او
از بزم وصل او بکنارم چه‌سان کنم ۳

چون من گدای را ره وصلش نمیدهند
تاب فراق دوست ندارم چه‌سان کنم ۴

چون گشت رفته رفته دلم در فراق او
این خون اگر ز دیده نبارم چه‌سان کنم ۵

از دست رفت و صبر و شکیبائیم نماند
راهی بکوی دوست ندارم چه‌سان کنم ۶

روزم شبست بیرخ چون آفتاب تو
بی او همیشه در شب تارم چه‌سان کنم ۷

گیرم که او نقاب برافکند و رخ نمود
چون تاب آنجمال نیارم چه‌سان کنم ۸

گفتی که صبر چارهٔ در دست فیض را
بر صبر نیز صبر ندارم چه‌سان کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۵ - فرمان نمیبرد این دل چه‌سان کنم
گوهر بعدی:غزل ۶۴۷ - باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.