هوش مصنوعی:
این متن دربارهٔ دوستی، همدلی، و یاری رساندن به یکدیگر در سختیهاست. شاعر از ویژگیهای یاران واقعی مانند فداکاری، همدردی، و حمایت متقابل سخن میگوید و تأکید میکند که دوستان واقعی با وجود رنجهای خود، برای آسایش دیگران تلاش میکنند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۶۶۸ - یاد یاران که کنند از دل و جان یاری هم
یاد یاران که کنند از دل و جان یاری هم
پا ز سر کرده روند از پی غمخواری هم ۱
غم زدایند ز دلهای هم از خوشخوئی
بهره گیرند ز دانش بمدد کاری هم ۲
کم کنند از خود و افزونی یاران طلبند
رنج راحت شمرند از پی دلداری هم ۳
رنج بر جان خود از بهر تن آسائی یار
حامل بار گران بهر سبکباری هم ۴
همه چون غنچه بتنهائی و با هم چون گل
تنگدل از خود و خندان بهواداری هم ۵
رنجه کردند که راحت برسانند بهم
زخمی تیغ جفا بهر سپر داری هم ۶
از ره لطف و محبت همه هم را دلجوی
وز سر مهر و وفا در صدد یاری هم ۷
نور بخشند بهم چونکه بصحبت آیند
روز خورشید هم و شمع شب تاری هم ۸
این می و ساقی آن و طرب و مستی این
جام سرشار هم و منبع سرشاری هم ۹
سرشان ز آتش سودای محبت پر شور
پای پر آبله در راه طلبکاری هم ۱۰
خواب غفلت نگذارند که غالب گردد
همه هم را بصرند و همه بیداری هم ۱۱
راحت جان و طبیبان دل یکدیگرند
یار تیمار هم و صحت بیماری هم ۱۲
همه همدرد هم و مایهٔ درمان دهند
همه پشت هم و آسان کن دشواری هم ۱۳
فیض تا چند کنی وصف و نکوشی که شوی
خود ار آنقوم که باشند بغمخواری هم ۱۴
پا ز سر کرده روند از پی غمخواری هم ۱
غم زدایند ز دلهای هم از خوشخوئی
بهره گیرند ز دانش بمدد کاری هم ۲
کم کنند از خود و افزونی یاران طلبند
رنج راحت شمرند از پی دلداری هم ۳
رنج بر جان خود از بهر تن آسائی یار
حامل بار گران بهر سبکباری هم ۴
همه چون غنچه بتنهائی و با هم چون گل
تنگدل از خود و خندان بهواداری هم ۵
رنجه کردند که راحت برسانند بهم
زخمی تیغ جفا بهر سپر داری هم ۶
از ره لطف و محبت همه هم را دلجوی
وز سر مهر و وفا در صدد یاری هم ۷
نور بخشند بهم چونکه بصحبت آیند
روز خورشید هم و شمع شب تاری هم ۸
این می و ساقی آن و طرب و مستی این
جام سرشار هم و منبع سرشاری هم ۹
سرشان ز آتش سودای محبت پر شور
پای پر آبله در راه طلبکاری هم ۱۰
خواب غفلت نگذارند که غالب گردد
همه هم را بصرند و همه بیداری هم ۱۱
راحت جان و طبیبان دل یکدیگرند
یار تیمار هم و صحت بیماری هم ۱۲
همه همدرد هم و مایهٔ درمان دهند
همه پشت هم و آسان کن دشواری هم ۱۳
فیض تا چند کنی وصف و نکوشی که شوی
خود ار آنقوم که باشند بغمخواری هم ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۷ - کو عشق کو سودای عشق تا در جهان غوغا نهم
گوهر بعدی:غزل ۶۶۹ - مرا هرچند رانی دیگر آیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.