هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر رابطهٔ عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر خود را در مقابل عظمت معشوق حقیر و کوچک میبیند، اما در عین حال احساس میکند که وجودش به معشوق وابسته است و همهٔ خوبیهایش از او سرچشمه میگیرد. شاعر همچنین از احساسات متناقض خود مانند شادی و غم سخن میگوید که همه تحت تأثیر معشوق است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهٔ این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۷۰۰ - حسنش دریا و من سبویم
حسنش دریا و من سبویم
عشقش چوکان و من چه گویم ۱
من قالبم او مرا چو جانست
او آب روان و من چه جویم ۲
او چون نائی و من چه نایم
نالان و حزین و زار اویم ۳
او از لب من سخن سراید
این نیست که ترجمان اویم ۴
ای خواجه مرا حقیر مشمار
پروردهٔ دست لطف اویم ۵
از نیک به جز نکو نیاید
چون او نیکوست من نکویم ۶
چون پشت من اوست در همه حال
با او پیوسته روبرویم ۷
گاه از شادی غزل سرایم
گاهم از غم چو فیض مویم ۸
آنرا که بود بکوی او خاک
افتاده به چه خاک کویم ۹
عشقش چوکان و من چه گویم ۱
من قالبم او مرا چو جانست
او آب روان و من چه جویم ۲
او چون نائی و من چه نایم
نالان و حزین و زار اویم ۳
او از لب من سخن سراید
این نیست که ترجمان اویم ۴
ای خواجه مرا حقیر مشمار
پروردهٔ دست لطف اویم ۵
از نیک به جز نکو نیاید
چون او نیکوست من نکویم ۶
چون پشت من اوست در همه حال
با او پیوسته روبرویم ۷
گاه از شادی غزل سرایم
گاهم از غم چو فیض مویم ۸
آنرا که بود بکوی او خاک
افتاده به چه خاک کویم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۹ - روزها در طلبت میپویم
گوهر بعدی:غزل ۷۰۱ - گی باشد از جهان بدن سوی جان رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.