هوش مصنوعی: این متن به رابطه‌ی پیچیده‌ی بین جان و تن (روح و بدن) می‌پردازد. شاعر از ننگ تن و رنج‌های آن سخن می‌گوید، اما در عین حال به نقش ضروری بدن به عنوان ابزاری برای کمال روح اشاره می‌کند. تن به عنوان مرکب جان در سفر آخرت توصیف شده و نیاز به حفظ آن تاکید می‌شود. در نهایت، شاعر به پذیرش رنج‌های بدن برای رسیدن به کمال روح دعوت می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تجزیه‌وتحلیل، به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث انتزاعی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد توسعه می‌یابد.

غزل ۷۰۹ - در حریم قدس جانرا نیست بار از ننگ تن

در حریم قدس جانرا نیست بار از ننگ تن
ننگ تن یا رب بیفکن از روان پاک من ۱

بخیه تا کی بر تن بر حیف خود خواهیم زد
کی بود کز دوش جان افتاده باشد بار تن ۲

نی غلط کردم که بی تن جان نمییابد کمال
چند روزی بهر جان باید کشیدن رنج تن ۳

گر نبودی تن چسان جان علم و فصل اندوختی
گر نبودی تن چسان جان در جنان کردی وطن ۴

آلتی جانرا بود ناچار در کسب و کمال
آلت کسب کمال جانست سر تا پای تن ۵

مرکب جانست تن در راه صعب آخرت
در سفر ناچار باشد پاس مرکب داشتن ۶

گرچه جان آسوده بود از جور تن پیش از سفر
لیک در وی بود پنهان عجب ولاف ما و من ۷

خاکساری دید و عجز و محنت و رنج و شکیب
شد تمام و پخته و دانا و بینا ممتحن ۸

باز در جای قدیم خویش می گیرد قرار
رسته از آزار تن خالص زلاف ما و من ۹

میشود قربان جان ما تن ما عاقبت
فیض چندی صبر کن بر رنج تن ای جان من ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۰۸ - نوش من نیش مکن دورم از خویش من
گوهر بعدی:غزل ۷۱۰ - در دل هر ذره مهر جان ما دارد وطن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.