هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و نیاز به درمان و رحمت معشوق سخن میگوید. او از سوختن در آتش عشق و از دست دادن دین و دل در راه معشوق مینالد و در نهایت، عشق خود را به عنوان یادگاری در عالم باقی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند از دست دادن دین و دل ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک داشته باشد.
غزل ۷۶۶ - ای که هم دردی و هم درمان من
ای که هم دردی و هم درمان من
وی که هم جانی و هم جانان من ۱
دردم از حد رفت درمانی فرست
ای دوای درد بی درمان من ۲
تا بکی سوزد دلم در آتشت
رحمی آخر بر دل من جان من ۳
آتش عشقت سراپایم گرفت
سوخت خشک و ترزخان و مان من ۴
روز اول دین و دل دادم ز دست
تا چو آرد بر سر پایان من ۵
راز خود هر چند پنهان داشتم
فاش کرد این دیدهٔ گریان من ۶
یادگار از فیض در عالم بماند
قصه عشق من و جانان من ۷
وی که هم جانی و هم جانان من ۱
دردم از حد رفت درمانی فرست
ای دوای درد بی درمان من ۲
تا بکی سوزد دلم در آتشت
رحمی آخر بر دل من جان من ۳
آتش عشقت سراپایم گرفت
سوخت خشک و ترزخان و مان من ۴
روز اول دین و دل دادم ز دست
تا چو آرد بر سر پایان من ۵
راز خود هر چند پنهان داشتم
فاش کرد این دیدهٔ گریان من ۶
یادگار از فیض در عالم بماند
قصه عشق من و جانان من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۸۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۵ - ای دوای درد بیدرمان من
گوهر بعدی:غزل ۷۶۷ - باز آی جان من و جانان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.