هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از رسیدن پیام و بوی معشوق خود به وجد آمده است. پیام و نامه معشوق مانند نسیم صبا روحبخش و شفابخش است و باعث تسکین دل خسته و ترمیم زخمهای جان میشود. شاعر با توصیف زیباییهای خط و معنی نامه، به وحدت و الفت میان خود و معشوق اشاره میکند و از تأثیر عمیق این ارتباط بر روح و جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۷۹۰ - پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی او
پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی او
گفت که ها بگیر هی آیت رحمتی ز هو ۱
از دم روح پرورش یافت حیات جان من
چون نفس مسیح کان یافت وفات را رفو ۲
شد دم عنبرین او عطر مشام جان و دل
بود پیام دلبرش روح فزا و مشکبو ۳
نامهٔ از حبیب داشت نسخهٔ از طبیب داشت
شد دل خسته را دوا رخنهٔ سینه را رفو ۴
گشت معطر از دمش مغز دماغ سر بسر
چون دم ویس از یمن داد بمن نشان هو ۵
دل ز سواد خط او سرمه کشید بی غبار
جان ز شراب معنیش باده کشید بی سبو ۶
معنی نامه عکس رو لیک عیان بزیر خط
صنعت خانه عکس خط آینهٔ به پیش رو ۷
داده نشان الفتی هر الفیش یک بیک
کرده بیان وحدتی هر رقمیش مو بمو ۸
شهد گرفته در دهان نقطه بنقطه تا بتا
مهر نهفته در بیان نکته بنکته تو بتو ۹
گشته درون سینهام نخل امید جا بجا
کرده روان زهر سخن آب حیاه جو بجو ۱۰
داده ز موی او نشان صورهٔ آن بحسن خط
کرده ز حسن او بیان معنی آن بچند رو ۱۱
گشته بخویش رهنما داده نشان ما بما
کرده بیان رازها حرف بحرف مو بمو ۱۲
دل ز صبا شگفته شد بیشتر از پیام او
داد پیام چون بدل گشت حیات دل دو تو ۱۳
؟وی خوشی چو میوزد زخم زیاده میشود
طرفه که زخم جان فیض یافت ز بوی او رفو ۱۴
راه خداست مستقیم نور هداست مستبین
بار کشیم و ره رویم ترک کنیم گفتگو ۱۵
گفت که ها بگیر هی آیت رحمتی ز هو ۱
از دم روح پرورش یافت حیات جان من
چون نفس مسیح کان یافت وفات را رفو ۲
شد دم عنبرین او عطر مشام جان و دل
بود پیام دلبرش روح فزا و مشکبو ۳
نامهٔ از حبیب داشت نسخهٔ از طبیب داشت
شد دل خسته را دوا رخنهٔ سینه را رفو ۴
گشت معطر از دمش مغز دماغ سر بسر
چون دم ویس از یمن داد بمن نشان هو ۵
دل ز سواد خط او سرمه کشید بی غبار
جان ز شراب معنیش باده کشید بی سبو ۶
معنی نامه عکس رو لیک عیان بزیر خط
صنعت خانه عکس خط آینهٔ به پیش رو ۷
داده نشان الفتی هر الفیش یک بیک
کرده بیان وحدتی هر رقمیش مو بمو ۸
شهد گرفته در دهان نقطه بنقطه تا بتا
مهر نهفته در بیان نکته بنکته تو بتو ۹
گشته درون سینهام نخل امید جا بجا
کرده روان زهر سخن آب حیاه جو بجو ۱۰
داده ز موی او نشان صورهٔ آن بحسن خط
کرده ز حسن او بیان معنی آن بچند رو ۱۱
گشته بخویش رهنما داده نشان ما بما
کرده بیان رازها حرف بحرف مو بمو ۱۲
دل ز صبا شگفته شد بیشتر از پیام او
داد پیام چون بدل گشت حیات دل دو تو ۱۳
؟وی خوشی چو میوزد زخم زیاده میشود
طرفه که زخم جان فیض یافت ز بوی او رفو ۱۴
راه خداست مستقیم نور هداست مستبین
بار کشیم و ره رویم ترک کنیم گفتگو ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۹ - ای که دانی سرّ ما را مو بمو
گوهر بعدی:غزل ۷۹۱ - دل ز پی جست و جو در بدرو کو بکو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.