هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر خود را در برابر عظمت معشوق ناچیز میداند و از عشق و زیباییهای او سخن میگوید. او از تأثیرات این عشق بر روح و روان خود میگوید و بر این باور است که هر کس با این عشق همراه شود، سود خواهد برد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۰۰ - هستیم یکقطره از دریای تو
هستیم یکقطره از دریای تو
مستیم یک نشأه از صهبای تو ۱
گر قبولم میکنی درّ یتیم
رانیم از خود کف دریای تو ۲
حسن تو نور دل بینای من
عشق من زیب رخ زیبای تو ۳
چشم تو مفتون سر تا پای خود
چشم من حیران سر تا پای تو ۴
آبروی شمع و مه را ریخت دوش
آفتاب روی بزم آرای تو ۵
میفزاید شور بر شور دلم
چون تبسم میکند لبهای تو ۶
آه من از تاب آن زلف سیاه
شور من از لعل شکر خای تو ۷
نالهام از بخت مادر زاد خود
عشق من از حسن مادرزای تو ۸
هر که سودا کرد با تو سود برد
فیض را سر رفت از سودای تو ۹
مستیم یک نشأه از صهبای تو ۱
گر قبولم میکنی درّ یتیم
رانیم از خود کف دریای تو ۲
حسن تو نور دل بینای من
عشق من زیب رخ زیبای تو ۳
چشم تو مفتون سر تا پای خود
چشم من حیران سر تا پای تو ۴
آبروی شمع و مه را ریخت دوش
آفتاب روی بزم آرای تو ۵
میفزاید شور بر شور دلم
چون تبسم میکند لبهای تو ۶
آه من از تاب آن زلف سیاه
شور من از لعل شکر خای تو ۷
نالهام از بخت مادر زاد خود
عشق من از حسن مادرزای تو ۸
هر که سودا کرد با تو سود برد
فیض را سر رفت از سودای تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۹ - ای سر هر سروری در پای تو
گوهر بعدی:غزل ۸۰۱ - بیپرده رخ نما که شوم من فدای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.