هوش مصنوعی: این متن یک دعا یا مناجات عرفانی است که در آن شاعر از خداوند طلب وصل، آرامش، رهایی از غم و اندوه، و بخشش اسرار و انوار الهی را می‌کند. او از فراق و دوری شکایت دارد و خواهان قرب به معشوق و رسیدن به عیش بی‌آزار است. شاعر همچنین از خدا می‌خواهد که عقل جزئی را از او دور کند و عقل کل به او عطا کند تا از غم‌ها رهایی یابد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کار رفته در متن نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

غزل ۸۳۲ - یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده

یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده
ار می روحانیانش ساغر سرشار ده ۱

دل بجان آمد مرا زین عالم پر شور و شر
راه بنما سوی قدسم عیش بی آزار ده ۲

سخت می‌ترسم که عالم گردد از اشگم خراب
یا رب این سیلاب خون را ره بدریا بار ده ۳

در فراقت مردم ایجان جهان رحمی بکن
یا دلم خوش کن موعدی با به وصلم بار ده ۴

دل همیخواهد که قربانت شود در عید وصل
جام لاغر را بپرور شیوهٔ این کار ده ۵

تیره شد جان و دلم از امتزاج آب و گل
سینه را اسرار بخش و دیده را انوار ده ۶

عقل جزئی از سرم کن دور و عقل کل فرست
زنگ غم بزدای از دل شادی غمخوار ده ۷

تا بکی مخمور باشند از می روز الست
عاکفان کوی خود را باده اسرار ده ۸

هر گروهی را ز فضلت نعمتی شایسته بخش
زاهدان را وعد جنت عاشقان را بار ده ۹

یا رب آنساعت که از دهشت زبان ماند ز کار
فیض را الهام حق کن طاقت گفتار ده ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳۱ - بار الها راستان را در حریمت بار ده
گوهر بعدی:غزل ۸۳۳ - یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.