هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق الهی و رحمت خداوند سخن میگوید. او از گناهان خود پاک شده و با عشق الهی، دل و جانش تسخیر شده است. شاعر از تاریکیها و مشکلات زندگی عبور کرده و به نور هدایت و حقیقت رسیده است. او با نوشیدن جام عشق الهی، به سروری معنوی دست یافته و وجودش در این عشق فانی شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و شناخت کافی از مفاهیم معنوی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
غزل ۸۴۳ - شدم آگه ز راه الحمدالله
شدم آگه ز راه الحمدالله
که عشقم شد پناه الحمدالله ۱
رهی کارد مرا تا درگه او
بمن بنمود اله الحمدالله ۲
سحاب رحمتش بر من ببارید
ز دل شستم گناه الحمدالله ۳
بیکدم کهربای عشق بربود
دل و جان را چو کاه الحمدالله ۴
رسن آمد ز بالا یوسف جان
برون آمد ز چاه الحمدالله ۵
چو در تاریکی زلفش فتادم
رخی دیدم چو ماه الحمدالله ۶
طریقت را حقیقت را بدیدم
در آن زلف سیاه الحمدالله ۷
ره ایمان ز زلف کفر دیدم
نهادم رو براه الحمدالله ۸
گدائی کردم از مستانش جامی
شدم سر مست شاه الحمدالله ۹
چو فیض از فیض حق جامی کشیدم
وجودم شد تباه الحمدالله ۱۰
که عشقم شد پناه الحمدالله ۱
رهی کارد مرا تا درگه او
بمن بنمود اله الحمدالله ۲
سحاب رحمتش بر من ببارید
ز دل شستم گناه الحمدالله ۳
بیکدم کهربای عشق بربود
دل و جان را چو کاه الحمدالله ۴
رسن آمد ز بالا یوسف جان
برون آمد ز چاه الحمدالله ۵
چو در تاریکی زلفش فتادم
رخی دیدم چو ماه الحمدالله ۶
طریقت را حقیقت را بدیدم
در آن زلف سیاه الحمدالله ۷
ره ایمان ز زلف کفر دیدم
نهادم رو براه الحمدالله ۸
گدائی کردم از مستانش جامی
شدم سر مست شاه الحمدالله ۹
چو فیض از فیض حق جامی کشیدم
وجودم شد تباه الحمدالله ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴۲ - گرفتم ملک جان الحمدالله
گوهر بعدی:غزل ۸۴۴ - ز هرچه آن غیر یار استغفرالله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.