هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از دوری معشوق و ناامیدی خود می‌گوید و از اینکه هیچ بهره‌ای از جمال و لطف معشوق نبرده است، شکایت می‌کند. او از روزگار تاریک خود و نبودن ذره‌ای صبر در دلش می‌نالد و در نهایت، به پاسخ‌گویی به گفته‌های ملا اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۸۵۵ - از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه

از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه
بر باد رفت خاکم پائی بر این گلم نه ۱

محصول عمر خود را در کار خویش کردم
یک پرتو از جمالت در کار و حاصلم نه ۲

از پیچ و تاب زلفت بس تیره روز گارم
گرد سرت از آن روی شمع مقابلم نه ۳

از فیض یکه آهی شد قابل نگاهی
منت بیک نگاهی بر جان قابلم نه ۴

زان چابکان که دایم مستغرق وصالند
برق عنایتی خوش بر جان کاهلم نه ۵

بد را به نیک بخشند چون نیکوان مرا نیز
از خاک تیره بر گیر در صدر منزلم نه ۶

قومی شکوه دارند صبری چه کوه دارند
یکذره صبر از ایشان بستان و در دلم نه ۷

گم گشت در رهش دل شد کار فیض مشکل
بوی صبا ز زلفش در راه مشکلم نه ۸

این شد جواب آن نظم از گفتهای ملا
ای پاک از آب وا ز گل پای در اینگلم نه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵۴ - گفتی مرا کن ذکر هو سبحانه سبحانه
گوهر بعدی:غزل ۸۵۶ - کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.