هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و تأثیر عمیق آن بر جان و دل سخن می‌گوید. شاعر از عشق به عنوان نیرویی آتشین یاد می‌کند که تمام وجودش را فرا گرفته و او را اسیر خود کرده است. همچنین، او عشق را پادشاهی می‌داند که بدون نیاز به سپاه، بر اقلیم جان و دل حکومت می‌کند. شاعر از رنج‌های عشق و تأثیرات آن بر روح و جسم خود می‌گوید و در نهایت، عشق را نزدیک‌ترین راه به حقیقت می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند آتش و سوختن ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

غزل ۸۵۹ - باز این چه فتنه است که در سر گرفته‌ای

باز این چه فتنه است که در سر گرفته‌ای
بوم و بر مرا همه آذر گرفته‌ای ۱

می آئی و ز آتش حسن و فروغ ناز
سر تا بپای شعله صفت در گرفته‌ای ۲

ای پادشاه حسن که اقلیم جان و دل
بی منت سپاهی و لشگر گرفته‌ای ۳

خاکستر تنم چه عجب گر رود بباد
زین آتشیکه در دل و در جان گرفته‌ای ۴

هر چند سوختی دگر آتش فروختی
جان مرا مگر تو سمندر گرفته‌ای ۵

گفتم مگر جفا نکنی بر دلم دگر
می‌بینمت که عربده از سر گرفته‌ای ۶

تنها اسیر تو نه همین این دل منست
دلهای عالمی تو مسخر گرفته‌ای ۷

ای عشق بر سریر ایالت قرار گیر
در ملک جان و دل که سراسر گرفته‌ای ۸

از عشق نیست فیض ترا مهربانتری
محکم نگاه‌دار چو در بر گرفته‌ای ۹

نزدیک تر ز عشق رهی نیست زاهدا
با ما بیا چرا ره دیگر گرفته‌ای ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵۸ - اگر کنی تو بجان طاعت خدای علی
گوهر بعدی:غزل ۸۶۰ - بیا بیا که اسیران نواز آمده‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.