هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه به توصیف زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق او بر عاشق می‌پردازد. شاعر از زلف سیاه، خال، ابروهای کمانی و نازهای معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که این زیبایی‌ها عقل و هوش او را ربوده و صبر و دین از دلش گرفته است. همچنین، شاعر از درد فراق و آرزوی وصال سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۸۷۶ - زلف سیه بر روی مه با خط و خال آراستی

زلف سیه بر روی مه با خط و خال آراستی
دام بلا و فتنهٔ یا مایهٔ سوداستی ۱

خال تو دانه زلف دام ابرو کمان بالا بلا
از پای تا سر فتنهٔ سر تا بپا غوغاستی ۲

آنغمزهٔ خون ربز را سر ده بجان عاشقان
الحق که نازت میرسد خوب و خوش زیباستی ۳

با ما نشستی ساعتی آرام رفت از جان ما
گفتی قیامت راست شد از جای چون برخاستی ۴

آیات حسنت مصحف است وخط و خالت سورها
سر تا بپایت جزو جزو در حمد حق گویاستی ۵

ازسر ربودی عقل وهوش وز دل گرفتی صبر ودین
القصه با جانهای ما کردی هر آنچه خواستی ۶

نی عهد با ما کردهٔ تا قتل همراهی کنی
اینک سرو این تیغ اگر در عهد و پیمان راستی ۷

نزدیک ما گر آمدی بعد از فراق دیر و دور
از دور بنشستی و زود از پیش ما برخواستی ۸

دادی صلای وصل خود آنرا که افزودیش قدر
وین فیض دور افتاده را در درد هجران کاستی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۷۵ - از حسن خورشید ازل عالم چنین زیباستی
گوهر بعدی:غزل ۸۷۷ - گهی نان را فدای جان فرستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.