هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از فیض دکنی، بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از معشوقی میگوید که با نگاه و رفتار خود، دل و دین و عقل او را بر باد داده است. معشوق با جمال و رفتار خود، جهان را به هم ریخته و به عاشقان شراب ناب عشق داده است، اما به شاعر فقط سراب و حسرت بخشیده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۸۸۰ - دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی ۱
چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه
مژههای شوخ خود را چه به غمزه آب دادی ۲
دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی
دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی ۳
در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی
ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی ۴
ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را
ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی ۵
همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت
به من فقیر و مسکین غم بیحساب دادی ۶
همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت
همه را شراب دادی و مرا سراب دادی ۷
ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی
نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی ۸
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی ۱
چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه
مژههای شوخ خود را چه به غمزه آب دادی ۲
دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی
دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی ۳
در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی
ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی ۴
ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را
ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی ۵
همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت
به من فقیر و مسکین غم بیحساب دادی ۶
همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت
همه را شراب دادی و مرا سراب دادی ۷
ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی
نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۵۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۹ - ایا نفسی علی الهجران نوحی
گوهر بعدی:غزل ۸۸۱ - گره از زلف خویش وا کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.