هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بیوفایی معشوق خود شکایت دارد. شاعر از رنجها و فداکاریهای خود میگوید و در مقابل، جفا و بیمهری معشوق را توصیف میکند. در نهایت، با وجود همه رنجها، شاعر معشوق را به عنوان طبیب دل خود میستاید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و شکایت از بیوفایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۸۸۱ - گره از زلف خویش وا کردی
گره از زلف خویش وا کردی
بر دلم بستی و رها کردی ۱
در میان بلاش سر دادی
عقدهٔ محکمش بپا کردی ۲
راه بیرون شدن برو بستی
در اندوه و غصه وا کردی ۳
مرغ زار شکسته بالی را
هدف تیر ابتلا کردی ۴
طایر قدس را ببستی بال
طعمهٔ اژدر بلا کردی ۵
از برای تو من چها کردم
تو بپاداش آن جفا کردی ۶
در رهت من بجان وفا کردم
تو بجای وفا جفا کردی ۷
ز آتش غصه سوختی جانم
خاکم اندر هوا هبا کردی ۸
هر بلائی که بود در عالم
بر سر فیض مبتلا کردی ۹
هر چه کردی بجای من ای جان
نیک بایسته و بجا کردی ۱۰
آفرین باد ای طبیب دلم
همه درد مرا دوا کردی ۱۱
بر دلم بستی و رها کردی ۱
در میان بلاش سر دادی
عقدهٔ محکمش بپا کردی ۲
راه بیرون شدن برو بستی
در اندوه و غصه وا کردی ۳
مرغ زار شکسته بالی را
هدف تیر ابتلا کردی ۴
طایر قدس را ببستی بال
طعمهٔ اژدر بلا کردی ۵
از برای تو من چها کردم
تو بپاداش آن جفا کردی ۶
در رهت من بجان وفا کردم
تو بجای وفا جفا کردی ۷
ز آتش غصه سوختی جانم
خاکم اندر هوا هبا کردی ۸
هر بلائی که بود در عالم
بر سر فیض مبتلا کردی ۹
هر چه کردی بجای من ای جان
نیک بایسته و بجا کردی ۱۰
آفرین باد ای طبیب دلم
همه درد مرا دوا کردی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸۰ - دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
گوهر بعدی:غزل ۸۸۲ - ایکه درد مرا دوا کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.