هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر با آفتاب سخن میگوید و از قدرت و جلالت آن سخن میراند. شاعر به آفتاب میگوید که اگر او خود را بپوشاند، دیگران میتوانند جای او را بگیرند. سپس شاعر از زیبایی و نور آفتاب سخن میگوید و تأثیر آن را بر جهان توصیف میکند. در ادامه، شاعر به رابطهی خود با آفتاب و تأثیر آن بر زندگی و مرگ اشاره میکند و از لذتهای زندگی و همراهی با ماه سخن میگوید. در پایان، شاعر به آیندهی محمود و ایاز اشاره میکند و از شنیدن صدایی از آسمان خبر میدهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۱۲۰۲ - به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
به آفتابْ شَهَم گفت هین مَکُن این ناز
که گَر تو روی بِپوشی کنیم ما رو باز ۱
دَمی که شَعْشَعهٔ این جَمال دَرتابَد
صد آفتاب شود آن زمانْ سیاه و مَجاز ۲
کسی شود به تو غِرّه که رویِ دوست ندید
کسی که دید مرا کِی کُند تو را اِعْزاز؟ ۳
زِ گازُران مَگُریز و به زیرِ ابر مَرو
که ابر را و تو را من دَرآوَرَم به نیاز ۴
اگر چه جان و جهانیّ خوش به توست جهان
نِگون شَوی چو رُخَمْ دِلْبَری کُند آغاز ۵
مرا هزار جهان است پُر زِ نور و نَعیم
چه ناز میرَسَدَت با من ای کَمین خَبّاز؟ ۶
عِباد را بِرَهانَم زِ نان و از نانْبا
حَیاتِ من بِدَهَدْشان حَیات و عُمرِ دراز ۷
زِ آفتاب گُذشتیم خیز ای ناهید
بیار باده و نُقْل و نَبات و نِی بِنَواز ۸
زَمانه با تو نَسازد تو سازوارَش کُن
به چَنگِ ما دِهْ سَغْراق و چنگ را دِهْ ساز ۹
نَبات و جامد و حیوان همه زِ تو مَستند
دَمی بدین دو سه مَخْمورِ بینَوا پَرداز ۱۰
حَیاتْ با تو خوش است و مَماتْ با تو خوش است
گَهیم هَمچو شِکَر بِفْسُران گَهی بِگُداز ۱۱
چو ماه هَمرَهِ من شُد سَفَر مرا حَضَر است
به زیرِ سایهٔ او میرَوَم نِشیب و فَراز ۱۲
زِ آسْمان شِنَوَم من که عاقِبَتْ مَحمود
خَموش باش که محمود گشت کارِ اَیاز ۱۳
که گَر تو روی بِپوشی کنیم ما رو باز ۱
دَمی که شَعْشَعهٔ این جَمال دَرتابَد
صد آفتاب شود آن زمانْ سیاه و مَجاز ۲
کسی شود به تو غِرّه که رویِ دوست ندید
کسی که دید مرا کِی کُند تو را اِعْزاز؟ ۳
زِ گازُران مَگُریز و به زیرِ ابر مَرو
که ابر را و تو را من دَرآوَرَم به نیاز ۴
اگر چه جان و جهانیّ خوش به توست جهان
نِگون شَوی چو رُخَمْ دِلْبَری کُند آغاز ۵
مرا هزار جهان است پُر زِ نور و نَعیم
چه ناز میرَسَدَت با من ای کَمین خَبّاز؟ ۶
عِباد را بِرَهانَم زِ نان و از نانْبا
حَیاتِ من بِدَهَدْشان حَیات و عُمرِ دراز ۷
زِ آفتاب گُذشتیم خیز ای ناهید
بیار باده و نُقْل و نَبات و نِی بِنَواز ۸
زَمانه با تو نَسازد تو سازوارَش کُن
به چَنگِ ما دِهْ سَغْراق و چنگ را دِهْ ساز ۹
نَبات و جامد و حیوان همه زِ تو مَستند
دَمی بدین دو سه مَخْمورِ بینَوا پَرداز ۱۰
حَیاتْ با تو خوش است و مَماتْ با تو خوش است
گَهیم هَمچو شِکَر بِفْسُران گَهی بِگُداز ۱۱
چو ماه هَمرَهِ من شُد سَفَر مرا حَضَر است
به زیرِ سایهٔ او میرَوَم نِشیب و فَراز ۱۲
زِ آسْمان شِنَوَم من که عاقِبَتْ مَحمود
خَموش باش که محمود گشت کارِ اَیاز ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۱ - برای عاشق و دزد است شب فراخ و دراز
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۳ - برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.