هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و فداکاری بیحد به معشوق است. شاعر خود را فدای غم معشوق میکند و او را جان و جانان میخواند. تأکید بر این است که همه چیز جز معشوق بیارزش است و تنها عشق اوست که ارزش ایمان دارد. شاعر از درد عشق معشوق به عنوان درمان یاد میکند و از او طلب رحم میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
غزل ۹۰۳ - ای فدای غم جان تو کسی
ای فدای غم جان تو کسی
که تو هم جانی و جانان کسی ۱
تو بمانی دگران در گذرند
همهٔ خلق بقربان کسی ۲
لمن الملک تو سوزد اغیار
آتش قهر تو طوفان کسی ۳
بفدای تو سر و سامان ها
ای سر هر کس و سامان کسی ۴
هر چه جز تو همه کفر است و ضلال
نیست جز عشق تو ایمان کسی ۵
درد تو بس بودم در دل و جان
درد تو مایهٔ درمان کسی ۶
روی بنمائی و گر ننمائی
آن خویشی تونهای آن کسی ۷
رحم کن رحم که بگداخت دلم
در غمت جان کسی جان کسی ۸
فیض جان داد بجانان آخر
قطره پیوست بعمان کسی ۹
که تو هم جانی و جانان کسی ۱
تو بمانی دگران در گذرند
همهٔ خلق بقربان کسی ۲
لمن الملک تو سوزد اغیار
آتش قهر تو طوفان کسی ۳
بفدای تو سر و سامان ها
ای سر هر کس و سامان کسی ۴
هر چه جز تو همه کفر است و ضلال
نیست جز عشق تو ایمان کسی ۵
درد تو بس بودم در دل و جان
درد تو مایهٔ درمان کسی ۶
روی بنمائی و گر ننمائی
آن خویشی تونهای آن کسی ۷
رحم کن رحم که بگداخت دلم
در غمت جان کسی جان کسی ۸
فیض جان داد بجانان آخر
قطره پیوست بعمان کسی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰۲ - چه شود گر تو شوی جان کسی
گوهر بعدی:غزل ۹۰۴ - بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.