هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد هجران، امید به وصال، و ارزش عشق و محبت سخن میگوید. او تأکید میکند که بدون تجربهی عشق و رنج هجران، لذت زندگی و زیباییهای جهان ناشناخته میماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۹۰۸ - ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
نگزینی ار غم او چه غمی گزیده باشی ۱
نظری نهان بیفکن مگرش عیان به بینی
گرش از جهان نبینی ز جهان چه دیده باشی ۲
سوی او چه نیست چشمت چه در آیدت بدیده
سوی او چه نیست گوشت چه سخن شنیده باشی ۳
غم او چه در نهان است بگشا دلی ز عالم
نچشیده ذوق عشقی چه خوشی چشیده باشی ۴
نکشیده درد عشقی نچشیده زهر هجری
تو ندیدهٔ وصالی بجهان چه دیده باشی ۵
نبود چه بیم هجرت نه دلی نه دیده داری
نبود امید وصلت بچه آرمیده باشی ۶
نمک دهان چه دانی شکر لبان چه دانی
مگر از لب و دهانش سخنی شنیده باشی ۷
نبری رهی بسرّ ظلمات آب حیوان
مگرش دمیده بر لب خط سبز دیده باشی ۸
دل مضطرب نداری خبری ز حال فیضت
مگر از غم نگاری ستمی کشیده باشی ۹
نگزینی ار غم او چه غمی گزیده باشی ۱
نظری نهان بیفکن مگرش عیان به بینی
گرش از جهان نبینی ز جهان چه دیده باشی ۲
سوی او چه نیست چشمت چه در آیدت بدیده
سوی او چه نیست گوشت چه سخن شنیده باشی ۳
غم او چه در نهان است بگشا دلی ز عالم
نچشیده ذوق عشقی چه خوشی چشیده باشی ۴
نکشیده درد عشقی نچشیده زهر هجری
تو ندیدهٔ وصالی بجهان چه دیده باشی ۵
نبود چه بیم هجرت نه دلی نه دیده داری
نبود امید وصلت بچه آرمیده باشی ۶
نمک دهان چه دانی شکر لبان چه دانی
مگر از لب و دهانش سخنی شنیده باشی ۷
نبری رهی بسرّ ظلمات آب حیوان
مگرش دمیده بر لب خط سبز دیده باشی ۸
دل مضطرب نداری خبری ز حال فیضت
مگر از غم نگاری ستمی کشیده باشی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰۷ - گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
گوهر بعدی:غزل ۹۰۹ - گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.