خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف زیبایی معشوق و تأثیرات عشق بر عاشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، مانند بهشت، دوزخ، گل و آب، احساسات خود را بیان میکند. او از هجران و درد عشق شکایت میکند و از معشوق میخواهد که نقاب از چهره بردارد. در نهایت، شاعر به وصف تأثیرات دیدار معشوق بر طبیعت میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر، درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۲۷ - ز باغ وصل تو یابد، ریاض رضوان، آب
ز باغ وصل تو یابد، ریاض رضوان، آب
ز تاب هجر تو دارد، شرار دوزخ، تاب ۱
بر حسن و عارض و قد تو بردهاند، پناه
بهشت طوبی و «طوبی ابهم و حسن ماب» ۲
چو چشم من، همه شب جویبار باغ بهشت
خیال نرگس نست تو بیند، اندر خواب ۳
بهار، شرح جمال تو داده، در یک فصل
بهشت، ذکر جمیل تو کرده در هر باب ۴
لب و دهان تو را، ای بسا! حقوق نمک
که هست، بر جگر ریش و سینههای کباب ۵
بسوخت این دل خام و به کام دل نرسید
به کام اگر برسیدی، نریختی خوناب ۶
گمان بری که بدور تو، عاشقان مستند
خبر نداری از احوال زاهدان خراب ۷
نقاب بازگشای، تا کی این حجاب کنی
از این نقاب چه بر بستهای، به غیر حجاب ۸
بدید روی تو را گل فتاد، در آتش
شنید بوی تو، وز شرم گشت آب گلاب ۹
مرا به دور رخت شد، پدید جوهر لعل
پدید میشود از آفتاب عالم تاب ۱۰
ز تاب هجر تو دارد، شرار دوزخ، تاب ۱
بر حسن و عارض و قد تو بردهاند، پناه
بهشت طوبی و «طوبی ابهم و حسن ماب» ۲
چو چشم من، همه شب جویبار باغ بهشت
خیال نرگس نست تو بیند، اندر خواب ۳
بهار، شرح جمال تو داده، در یک فصل
بهشت، ذکر جمیل تو کرده در هر باب ۴
لب و دهان تو را، ای بسا! حقوق نمک
که هست، بر جگر ریش و سینههای کباب ۵
بسوخت این دل خام و به کام دل نرسید
به کام اگر برسیدی، نریختی خوناب ۶
گمان بری که بدور تو، عاشقان مستند
خبر نداری از احوال زاهدان خراب ۷
نقاب بازگشای، تا کی این حجاب کنی
از این نقاب چه بر بستهای، به غیر حجاب ۸
بدید روی تو را گل فتاد، در آتش
شنید بوی تو، وز شرم گشت آب گلاب ۹
مرا به دور رخت شد، پدید جوهر لعل
پدید میشود از آفتاب عالم تاب ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶ - ای گل رخسار تو! برده ز روی گل، آب
گوهر بعدی:غزل ۲۸ - از لب لعل توام، کار به کام است، امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.