خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر حالات عاشقانه و رندانه شاعر در محیطی مانند خرابات (محل مینوشی) است. او از مستی، عشق، و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید و به وحدت وجود و پیوستن به حقیقت اشاره دارد. ابیات پایانی نیز به رسیدن به کمال و پیوستن به منبع نور (خورشید) و دریا (حقیقت) میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی نیاز به درک بالاتری دارد.
غزل ۳۸ - من خراباتیم و باده پرست
من خراباتیم و باده پرست
در خرابات مغان، عاشق و مست ۱
گوش، بر زمزمه قول بلی
هوش، غارت زده جام الست ۲
میکشندم چون سبو، دوش به دوش
میدهندم چو قدح، دست به دست ۳
دیدی آن توبه سنگین مرا؟
که به یک شیشه می چون بشکست؟ ۴
رندی و عاشقی و قلاشی
هیچ شک نیست که در ما همه هست ۵
ما همان خاک در مصطبهایم
معنی و صورت ما عالی و پست ۶
آن زمان نیز که گردیم غبار
بر در میکده خواهیم نشست ۷
همه ذرات جهان میبینیم
به هوایت شده خورشید پرست ۸
بود در بند تعلق، سلمان
به کمند تو در افتاد و برست ۹
ذرهای بود و به خورشید رسید
قطرهای بود و به دریا پیوست ۱۰
در خرابات مغان، عاشق و مست ۱
گوش، بر زمزمه قول بلی
هوش، غارت زده جام الست ۲
میکشندم چون سبو، دوش به دوش
میدهندم چو قدح، دست به دست ۳
دیدی آن توبه سنگین مرا؟
که به یک شیشه می چون بشکست؟ ۴
رندی و عاشقی و قلاشی
هیچ شک نیست که در ما همه هست ۵
ما همان خاک در مصطبهایم
معنی و صورت ما عالی و پست ۶
آن زمان نیز که گردیم غبار
بر در میکده خواهیم نشست ۷
همه ذرات جهان میبینیم
به هوایت شده خورشید پرست ۸
بود در بند تعلق، سلمان
به کمند تو در افتاد و برست ۹
ذرهای بود و به خورشید رسید
قطرهای بود و به دریا پیوست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷ - ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست
گوهر بعدی:غزل ۳۹ - غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.