هوش مصنوعی: این متن ترکیبی از توصیف عاشقانه و مدح است. در بخش‌های اول، شاعر از زیبایی‌های معشوق بیمار و ضعف او سخن می‌گوید و آن را دوست‌داشتنی می‌داند. سپس به ستایش پادشاه و بخت و دولت می‌پردازد و از موفقیت و نورانیت او سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۳۹ - غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست

غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست
قامتش را در طبیعت، اعتدالی دیگر است ۱

چشم بیمار تو در خواب است و ابرو بر سرش
ای خوشا، بیمار، کش پیوسته باری بر سر است ۲

زیر لب با ما حدیثی گو، که این بیمار را
مدتی شد کارزوی شربتی زان شکرست ۳

آفتاب ما « بحمد الله» مبارک طالع است
پادشاه ما به نام ایزد، همایون اختر است ۴

چون هلالش، هر زمان جاه و جلالی از نواست
چون صباحش، هر نفس نور و صفایی در خورست ۵

ناله شبگیر سلمان، عاقبت شد کارگر
بخت، بیدارست و دولت یار و همت یاورست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸ - من خراباتیم و باده پرست
گوهر بعدی:غزل ۴۰ - دلی چو زلف تو سر تا به پای، جمله شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.