هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفی است که درباره عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی، و وحدت وجود سخن میگوید. شاعر از مستی عارفانه، جدایی از هوای نفس، و فنا در معشوق حقیقی صحبت میکند و تفاوت ظاهری میان ادیان را ناچیز میشمرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی (نمادین) و مفاهیم فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۳ - تا بر نخیزی، از سر دنیا و هر چه هست
تا بر نخیزی، از سر دنیا و هر چه هست
با یار خویشتن، نتوانی دمی، نشست ۱
امشب، چه فتنه بود که انگیخت چشم او
کاهل صلاح و گوشه نشینان شدند مست ۲
عاشق ندید، در حرم دل، جمال یار
بر غیر یار، تا در اندیشه، در نبست ۳
صوفی به رقص، بر سر کوی، بکوفت پای
عارف ز ذوق، بر همه عالم فشاند دست ۴
ساقی قدح به مردم هشیار ده، که من
دارم، هنوز، نشوهای از ساغر الست ۵
این مطربان راهزن، امشب ز صوفیان
خواهند برد، خرقه و دستار و هر چه هست ۶
من جان کجا برم، ز کمندش که باد صبح
جانها بداد، تا ز سر زلف او بجست ۷
صیدی، که در کمند تو، روزی اسیر شد
ز اندیشه خلاص همه عمر، باز رست ۸
اصنام اگر به روی تو، مانندهاند نیست
فرقی میان مذهب اسلام و بت پرست ۹
خواهی که سربلند شوی، از هوای او
سلمان چو خاک در قدم یار گرد پست ۱۰
با یار خویشتن، نتوانی دمی، نشست ۱
امشب، چه فتنه بود که انگیخت چشم او
کاهل صلاح و گوشه نشینان شدند مست ۲
عاشق ندید، در حرم دل، جمال یار
بر غیر یار، تا در اندیشه، در نبست ۳
صوفی به رقص، بر سر کوی، بکوفت پای
عارف ز ذوق، بر همه عالم فشاند دست ۴
ساقی قدح به مردم هشیار ده، که من
دارم، هنوز، نشوهای از ساغر الست ۵
این مطربان راهزن، امشب ز صوفیان
خواهند برد، خرقه و دستار و هر چه هست ۶
من جان کجا برم، ز کمندش که باد صبح
جانها بداد، تا ز سر زلف او بجست ۷
صیدی، که در کمند تو، روزی اسیر شد
ز اندیشه خلاص همه عمر، باز رست ۸
اصنام اگر به روی تو، مانندهاند نیست
فرقی میان مذهب اسلام و بت پرست ۹
خواهی که سربلند شوی، از هوای او
سلمان چو خاک در قدم یار گرد پست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲ - ای دل شوریده جان، نیست شو از هر چه هست
گوهر بعدی:غزل ۴۴ - از کوی مغان، نیم شبی، ناله نی، خاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.