هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات آرامش دل، صبر، امید، عشق و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از آرامش درونی، صبر در برابر مشکلات، امید به آینده و عشق به معشوق سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۷۸ - هست آرام دل، آن را که دلارامی هست
هست آرام دل، آن را که دلارامی هست
خرم آن دل، که در او، صبری و آرامی هست ۱
بر بنا گوشش اگر دانه در بینی باز
مشو آشفته، که از غالیه هم دامی هست ۲
تو یقین دان، که به جز در دهن تنگ تو نیست
هیچ اگر یک سر مو در دو جهان کامی هست ۳
ساقی امشب، سر آن جام لبالب دارم
کاخر اندوه مرا، نیز سرانجامی هست ۴
عود اگر دود کند، بر سر آن، دامن پوش
تا ندانند، که در مجلس ما خامی هست ۵
حالم، از باد سحر پرس، که در صحبت او
جان تیمار مرا، پیش تو پیغامی هست ۶
شام هجران تو را، خود سحری نیست پدید
صبح امید مرا، همنفس شامی هست ۷
به فدای تن و اندام چو گلبرگ تو باد
هر کجا، در همه آفاق گل اندامی هست ۸
صبر و آرام ز سلمان چه طمع میداری
تو برآنی که مرا صبری و آرامی هست ۹
خرم آن دل، که در او، صبری و آرامی هست ۱
بر بنا گوشش اگر دانه در بینی باز
مشو آشفته، که از غالیه هم دامی هست ۲
تو یقین دان، که به جز در دهن تنگ تو نیست
هیچ اگر یک سر مو در دو جهان کامی هست ۳
ساقی امشب، سر آن جام لبالب دارم
کاخر اندوه مرا، نیز سرانجامی هست ۴
عود اگر دود کند، بر سر آن، دامن پوش
تا ندانند، که در مجلس ما خامی هست ۵
حالم، از باد سحر پرس، که در صحبت او
جان تیمار مرا، پیش تو پیغامی هست ۶
شام هجران تو را، خود سحری نیست پدید
صبح امید مرا، همنفس شامی هست ۷
به فدای تن و اندام چو گلبرگ تو باد
هر کجا، در همه آفاق گل اندامی هست ۸
صبر و آرام ز سلمان چه طمع میداری
تو برآنی که مرا صبری و آرامی هست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷ - من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست
گوهر بعدی:غزل ۷۹ - بیوفا میخواندم، آن بیوفا، پیداست کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.