هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و وفاداری بی‌قید و شرط شاعر به معشوق است. شاعر از سرسپردگی خود، دوری از غیر دوست، و تقدیم جان و مال به معشوق سخن می‌گوید. همچنین، او معشوق را تجلی صفات الهی می‌داند و عشق به او را مایه بقای عالم می‌خواند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیازمند درک و تجربه عاطفی است که معمولاً از نوجوانی به بعد قابل درک می‌شود. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۷۷ - من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست

من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست
بس نیست؟ این قدر که سرم خاک پای توست ۱

با آنکه رفته در سر مهر تو، جان من
جانم هنوز، بر سر مهر و وفای توست ۲

پرداختیم، گوشه خاطر، ز غیر دوست
کین گوشه، خلوتی است که خاص، از برای توست ۳

ای غم وثاق اوست دلم، گرد او مگرد
جایی که جای فکر نباشد، چه جای توست ۴

آیینه صفات خدایی و خلق را
جمعیتی که روی نمود، از صفات توست ۵

چشم بدان، ز حسن لقای تو دور باد
کاکنون بقای عالمیان، در لقای توست ۶

آنچ از تو می‌رسد به من احسان و مردمی است
و آنها که می‌رسد، به تو از من دعای توست ۷

موی تو بر قفای تو دیدم، بتافتم
گفتم، مگر که دود دلی، در قفای توست ۸

مویت به هم برآمد و در تاب رفت و گفت
سودای کج مپز، که کمند بلای توست ۹

گر بنده می‌نوازی، ور بند می‌کنی
ما بنده‌ایم، مصلحت ما، رضای توست ۱۰

ور قطع می‌کنی سرم، از تن بکن، که نیست
قطعا برین سرم سخنی، رای، رای توست ۱۱

خاک درت، به خون جگر گشت حاصلم
سلمان برو، که خاک درش خونبهای توست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۶ - مشک ریزان می‌جهد، باد صبا از کوی دوست
گوهر بعدی:غزل ۷۸ - هست آرام دل، آن را که دلارامی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.