هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و سوالات فلسفی درباره عشق و هستی میپردازد. شاعر از یاران بسیار، دلهای بیشمار و عشق بینظیرش سخن میگوید و با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات روحی خود را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۰ - یار ما را یار بسیارست تا او یار کیست
یار ما را یار بسیارست تا او یار کیست
دل بسی دارد ندانم، زان میان، دلدار کیست ۱
خاک پایش را تصور میکند در چشم خویش
هر کسی تا کحل چشم دولت بیدار، کیست ۲
میدهم جان و ستانم عشوه، این داد و ستد
جز که در بازار سودای تو، در بازار کیست ۳
خواستم مردن به پیشش گفت رویش کار خود
کین نه کار توست ای جان و جهان پس کار کیست ۴
جان من چون چشم او بیدار شد، گیرم که هست
جان من بیمار چشمش، چشم او بیمار کیست ۵
کاشکی دیدی، گل رخسار خود در آینه
تا بدانستی که در پای دل من، خار کیست ۶
دل ز سلمان برد و خونش خورد و میگوید کنون
کار عالم بین، که چون کار من بیکار کیست ۷
دل بسی دارد ندانم، زان میان، دلدار کیست ۱
خاک پایش را تصور میکند در چشم خویش
هر کسی تا کحل چشم دولت بیدار، کیست ۲
میدهم جان و ستانم عشوه، این داد و ستد
جز که در بازار سودای تو، در بازار کیست ۳
خواستم مردن به پیشش گفت رویش کار خود
کین نه کار توست ای جان و جهان پس کار کیست ۴
جان من چون چشم او بیدار شد، گیرم که هست
جان من بیمار چشمش، چشم او بیمار کیست ۵
کاشکی دیدی، گل رخسار خود در آینه
تا بدانستی که در پای دل من، خار کیست ۶
دل ز سلمان برد و خونش خورد و میگوید کنون
کار عالم بین، که چون کار من بیکار کیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹ - بیوفا میخواندم، آن بیوفا، پیداست کیست
گوهر بعدی:غزل ۸۱ - سرو خواند، با تو خود را راست، اما راست نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.