هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر دل‌تنگی و عشق شاعر به معشوق است. او از بی‌قراری و بی‌خوابی ناشی از فراق می‌گوید و معشوق را قبله دل و روشنی‌بخش زندگی خود می‌داند. شاعر از رندی و آزادگی سخن می‌گوید و پایبند به رسوم معمول نیست.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.

غزل ۸۵ - چشم من گوش خیالت دارد، اما خواب نیست

چشم من گوش خیالت دارد، اما خواب نیست
هست جان را، عزم پا بوست ولی، اسباب نیست ۱

دیده را هر شب خیالت می‌شود مهمان، ولی
دیده را اسباب مهمان در میان جز آب نیست ۲

رویت آمد، قبله دل ابروت، محراب جان
اهل معنی را برون، زین قبله و محراب نیست ۳

با خیالت، خواب در چشمم نمی‌گیرد قرار
خواب می‌داند که راه سیل، جای خواب نیست ۴

رشته جانم کی آرد تاب شمع روی تو
چون چراغ عقل را با شور عشقت تاب نیست ۵

مجلس ما روشن است، از طلعتش، مه را بگو
دیده بر هم نه، که امشب حاجت مهتاب نیست ۶

رسم دین بگذاشت سلمان، مذهب رندی گرفت
ترک این مذهب گرفتن، مذهب اصحاب نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۴ - داغ سودای تو بر جان رهی تنها نیست
گوهر بعدی:غزل ۸۶ - عاشق سر مست را، با دین و دنیا کار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.