هوش مصنوعی:
متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که در مسیر عشق بیپایان و درمانناپذیر گام برمیدارد. شاعر از عشق ناامیدانه، تسلیمناپذیری در برابر فرمان عشق، و بیپاسخی معشوق سخن میگوید. همچنین، تأکید میکند که تنها عاشقان واقعی میتوانند عمق این درد را درک کنند و کسانی که عاشق نیستند، مانند انسانهای بیروح هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، مفاهیمی مانند درد بیپایان و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۸۷ - میکشم دردی که درمانیش، نیست
میکشم دردی که درمانیش، نیست
میروم راهی که پایانیش نیست ۱
هر که در خم خانه عشق تو بار
یافت برگ هیچ بستانیش نیست ۲
بندگان دارد بسی سلطان غم
لیک چون من بند فرمانیش نیست ۳
هر که جان در ره جانانی نباخت
یا ز دل دورست یا جانیش نیست ۴
خود دل مجموع، در عالم که دید
کز عقب آه پریشانیش نیست ۵
چشم ترکت کو سیه دل کافری است
هیچ رحمی، بر مسلمانیش نیست ۶
چشم آن انسان که عاشق نیست هست
راست چون عینی که انسانیش نیست ۷
هر که چون سلمان به زلف کافرت
نیستش اقرار، ایمانیش نیست ۸
میروم راهی که پایانیش نیست ۱
هر که در خم خانه عشق تو بار
یافت برگ هیچ بستانیش نیست ۲
بندگان دارد بسی سلطان غم
لیک چون من بند فرمانیش نیست ۳
هر که جان در ره جانانی نباخت
یا ز دل دورست یا جانیش نیست ۴
خود دل مجموع، در عالم که دید
کز عقب آه پریشانیش نیست ۵
چشم ترکت کو سیه دل کافری است
هیچ رحمی، بر مسلمانیش نیست ۶
چشم آن انسان که عاشق نیست هست
راست چون عینی که انسانیش نیست ۷
هر که چون سلمان به زلف کافرت
نیستش اقرار، ایمانیش نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶ - عاشق سر مست را، با دین و دنیا کار نیست
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - بهار باغ و گل امروز، گوییا خوش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.