هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه خود سخن میگوید و بیان میکند که با وجود غمهای فراوان، از این غمها راضی است. او از عشق و جفای معشوق میگوید و آرزو میکند که کسی دیگر غم معشوق را نخورد. شاعر همچنین به بیوفایی دنیا و نبود محرم و همدم اشاره میکند و تأکید دارد که غم دل را نباید به باد سپرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و غمهای عمیق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۹۱ - اگر غمی است مرا بر دل، از غمش غم نیست
اگر غمی است مرا بر دل، از غمش غم نیست
مباد شاد، بدین غم، دلی که خرم نیست ۱
همه جهان، به غمش خرمند و مسکین ما
کزان صنم به غمی، قانعیم و آن هم نیست ۲
حسد برم که چرا دیگری خورد، غم تو
مرا به دولت عشق تو گر چه غم، کم نیست ۳
مرا که زخم جفا خوردهام، دوا فرما
به ضربتی دگرم، کاحتیاج مرهم نیست ۴
دلم که دست به حبل المتین زلف تو زد
ز ملک کوته عمرش، چه غم، که محکم نیست ۵
مجوی محرم و همدم طلب مکن، سلمان
که در دیار تو، محرم نماند و همدم نیست ۶
مگو به باد، غم دل که باد را در دل
اگر چه آمد و شد هست، لیک محرم نیست ۷
مباد شاد، بدین غم، دلی که خرم نیست ۱
همه جهان، به غمش خرمند و مسکین ما
کزان صنم به غمی، قانعیم و آن هم نیست ۲
حسد برم که چرا دیگری خورد، غم تو
مرا به دولت عشق تو گر چه غم، کم نیست ۳
مرا که زخم جفا خوردهام، دوا فرما
به ضربتی دگرم، کاحتیاج مرهم نیست ۴
دلم که دست به حبل المتین زلف تو زد
ز ملک کوته عمرش، چه غم، که محکم نیست ۵
مجوی محرم و همدم طلب مکن، سلمان
که در دیار تو، محرم نماند و همدم نیست ۶
مگو به باد، غم دل که باد را در دل
اگر چه آمد و شد هست، لیک محرم نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰ - درد عشق تو که جز جان منش، منزل نیست
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - حاصلی، زین دور غم فرجام، نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.