هوش مصنوعی: این شعر از سلمان ساوجی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به موضوع عشق، رنج‌های ناشی از آن و ناامیدی‌های عاشقانه می‌پردازد. شاعر از دل‌هایی می‌گوید که از جفا خسته نمی‌شوند و از عشق رها نمی‌گردند. او از زیبایی‌های طبیعت و تشبیه آن به معشوق سخن می‌گوید و درد بی‌پاسخ ماندن عشق را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استعاره‌هایی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'خون جگر' و 'زهره در چنگ' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

غزل ۹۳ - خسته باد آن دل، که از تیر جفایش خسته نیست

خسته باد آن دل، که از تیر جفایش خسته نیست
رسته باد از غم، دلی کز بند عشقش، رسته نیست ۱

گر دوایی نیست ما را، گو به دردی ده مدد
ما به خار خشک می‌سازیم، اگر گلدسته نیست ۲

آب خوبی و لطافت، تا به جویش می‌رود
دفتر حسن فلک را یک ورق، ناشسته نیست ۳

شکل ماه نو، خم ابروی او را، راستی
نیک می‌ماند، دریغا ماه نو پیوسته نیست ۴

گردن شیران، به رو به بازی آرد، در کمند
طره‌اش کز بند و قیدش، هیچ صیدی، خسته نیست ۵

مشک را سودای زلفش، خون به جوش آورده است
بی سبب خون جگر، در ناف آهو بسته نیست ۶

راستی از سر و قدش، طرفه‌تر در چشم من
هیچ شمشادی، به طرف جویباری رسته نیست ۷

زهره در چنگ، این غزل از قول سلمان می‌زند
خسته باد آن دل که از تیر جفایش خسته نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۲ - حاصلی، زین دور غم فرجام، نیست
گوهر بعدی:غزل ۹۴ - ما را به جز از عشق تو، در خانه کسی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.