هوش مصنوعی:
بلبلی در سحرگاه آواز میخواند و با گل راز و نیاز میکرد. او از غم یار مینالید و هر آهش شنونده را با خود همراه میساخت. نسیم صبحگاهی و خیال آب رکناباد و هوای شیراز، دل را به دیوانگی میکشاند.
رده سنی:
14+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۳۸ - سحرگه بلبلی آواز میکرد
سحرگه بلبلی آواز میکرد
همی نالید و با گل راز میکرد ۱
نیاز خویش با معشوقه میگفت
نیازش میشنید و ناز میکرد ۲
به هر آهی که میزد در غم یار
مرا با خویشتن دمساز میکرد ۳
نسیم صبح دلبر میشنیدم
دلم دیوانگی آغاز میکرد ۴
خیال آب رکناباد میپخت
هوای خطه شیراز میکرد ۵
همی نالید و با گل راز میکرد ۱
نیاز خویش با معشوقه میگفت
نیازش میشنید و ناز میکرد ۲
به هر آهی که میزد در غم یار
مرا با خویشتن دمساز میکرد ۳
نسیم صبح دلبر میشنیدم
دلم دیوانگی آغاز میکرد ۴
خیال آب رکناباد میپخت
هوای خطه شیراز میکرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷ - آخرت روزی ز سلمان یاد میبایست کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹ - عذارت خط به بخت ما درآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.